۱۳۹۵ شهریور ۳, چهارشنبه

رویای دست یافتن روس ها به نوژه


سردار قاسم سلیمانی فرمانده نظامی حلقه به گوش روس ها
صادق ملکی
در حالی که توجه رسانه های منطقه معطوف به سفر اردوغان به روسیه، ظریف به آنکارا و شکل گیری نوعی همکاری میان تهران، مسکو و آنکارا در خصوص سوریه بود، (البته نباید به آن اعتمادی کرد) بمب خبری پرواز بمب افکن های روسی از نوژه به سوریه، همه را شوکه کرد.
تابویی بزرگ شکست. شکست این تابو آنچنان اهمیت دارد که بحران سوریه را در حاشیه قرار می دهد. ابعاد استفاده از پایگاه نوژه توسط روس ها، بواسطه تاثیرگذاری که در روابط ایران و روسیه، نظام بین الملل و معادلات منطقه ای خواهد داشت با گذشت زمان بیشتر روشن خواهد شد. مجددا تاکید می نمایم تحول پرواز جنگنده های استراتژیک روسی از خاک ایران به سوریه، تحولی بزرگتر از بحران سوریه است. وارد بحث های حقوقی این موضوع، بی اطلاعی مجلس و مردم از این اقدام، و…نمی شوم که خود محل سئوالی جدی است. صرف تصویب شورای عالی امنیت ملی پاسخگوی پرسش های حقوقی این موضوع نبوده و نیست.

اگر حمل بر بزرگ نمایی نگردد، می توان از منظری تاریخ پس از انقلاب اسلامی ایران را به قبل و پس از پرواز هواپیماهای جنگده روسی از خاک ایران به سوریه تقسیم کرد. محاسبات روس ها در بحران سوریه، محاسبات جهانی است که سوریه بخش مهمی از استراتژی آنان را نمایندگی می نماید. دغدغه روس ها از نوع دغدغه های ایرانی نیست. روس ها در قبال اقدامات تاکتیکی، از ایران مابه ازایی استراتژیکی دریافت کرده اند. در باتلاق خاورمیانه، اوضاع پیچیده تر از آن است که پرواز روس ها از خاک ایران را فقط منوط به بحران سوریه بنمایم. تبعات پرواز هواپیماهای جنگنده روسی از خاک ایران به مقصد سوریه می تواند فراتر از برجام باشد. شاید پرواز از نوژه، نقطه توازن برجام امریکایی از منظر مخالفان برجام باشد.

استقلال طلبی و حفظ فاصله با نمادهای استکبار، مهمترین مشخصه انقلاب اسلامی بود که نظام جمهوری اسلامی، بر مبنای آن بنا شد. این تابو شکست. اگرچه شعار نه شرقی و نه غربی تا حدودی حاصل دوران جنگ سرد بود، اما در عمق خود از استقلال کشور و ملتی می گفت که فاصله آن با قدرت های بزرگ برایش تعریف استثنایی در نظام بین الملل ایجاد کرده بود. توافقی موقت یا بلند مدت و یا محدودیت پرواز، فرقی نمی کند، روس ها آمدند و از خاک ایران پرواز کردند. با این تحول قابل تعمق، دیگر ایران امروز، ایران دیروز نیست. آنچه همکاری کشورها را به سطح راهبردی ارتقا می دهد همکاری نظامی است. در روابط ایران و روسیه ما زخم های ناشی از ترکمنچای، اشغال آذربایجان و حمایت از پیشه وری، ضربه به حکومت مصدق، کمک به صدام، تصویب قطعنامه ها علیه ایران در بحران هسته ای را نه فراموش، بلکه به کنار می گذاریم. در نگاهی واقع بینانه منافع محور به دنبال یافتن پاسخ به این پرسش هستیم که چه قابلیت ها و نگاه های مشترکی در نزد تهران و مسکو وجود دارد که می تواند روابط ایران و روسیه راهبردی بنماید. روابط راهبردی حاصل بده و بستان های متقابل هم طراز است. روابط ایران و روسیه در معادلات جهانی این چنین قابلیتی را نمایندگی نمی نماید. نباید ارزشهای مادی و معنوی استراتژیک ایران را قربانی اهداف تاکتیکی شریکی چون روسیه نمود که رابطه با آن، همچنان در هاله ای از ابهام است.

اختلاف در تحویل اس 300 و سقوط خان طومان … هنوز تاریخ نشده است. نکته آنکه عشق و نفرت در صحنه سیاست معنا ندارد. امروز می توان هم شرقی و هم غربی بود. اما بجا خواهد بود بدانیم که اگرچه جنگ سرد پایان یافته است، اما رقابت ها در نظام بین الملل پایان نیافته است. بازی در لیگ بزرگان اگر با محاسبه دقیق و منطبق بر واقعیت ها نباشد، می تواند فاجعه آفرین باشد. بحران سوریه، شرایط جاری در خاورمیانه و… قطعاتی از یک بازی بزرگ است که چیدمان نهایی آن بیش از آنکه در دست بازیگران منطقه ای باشد، در دست بازیگران جهانی است. روس ها همیشه برای ایران خطر نزدیک بوده اند. تاریخ ایران نشان می دهد که بقای ایران حاصل توازن در روابط خود با غرب و شرق بوده است. شعار نه شرقی و نه غربی نیز تبلور تداوم این نگاه پس از انقلاب بوده است. تخطی از این نگاه استراتژیک، می تواند آسیب جدی به کشور باشد. تصمیمات استراتژیک و ساختارشکنی چون اجازه دادن به روسها برای پرواز از نوژه به سوریه، می تواند بسترساز زایش بحران بزرگتری از سوریه بوده و در تحولات آتی، امنیت ملی ایران را با خطری جدی مواجه نماید. سخن آخر آنکه در حالی که خطر از دست دادن طرطوس در مدیترانه خواب روس ها را گرفته است، رویای دست یافتن به نوژه در مسیر خلیج فارس، می تواند دستاوردی بزرگ برای مسکو باشد. بنظر می رسد با استفاده از نوژه، ارزش استراتژیک اینجرلیک در نزد امریکا افزایش می یابد. در این راستا نسبت به تحولات در حال گذر منطقه و بحران میان واشنگتن و آنکارا و پیچیدگی های بازی های فریب می بایست با تعمق بیشتر نگریست.

شنبه، 30 مرداد 1395

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر