علی شریعتی
از پروفسورشاندل تا انقلاب ٥٧
روایت مسعود نیلی از خطر فروپاشی اقتصادی؛
«ممکن است هزاران نفر کشته شوند و کشور از دست برود»

خبرنامه گویا ـ مسعود نیلی، اقتصاددان ایرانی، هشدار داده است که اقتصاد کشور پس از دو دهه خطای راهبردی به «ایستگاه پیش از ابرتورم» رسیده است. به گفته او، کاهش تمایل مردم به نگهداری ریال و تبدیل سریع درآمدها به ارز، طلا و دیگر داراییها، نشانه افزایش بیاعتمادی به پول ملی است.
نیلی میگوید رشد اقتصادی ایران از سال ۱۳۸۶ عملاً متوقف شده و روند نزولی از سال ۱۳۹۷ شدت گرفته است. کاهش سرمایهگذاری مولد، کوتاهشدن افق فعالیتهای اقتصادی و گسترش نااطمینانی سیاسی، توان تولید و اشتغالزایی کشور را بهشدت تضعیف کرده است.
به گفته این اقتصاددان، بحران دیگر به تورم و کاهش ارزش ریال محدود نیست و کسری بودجه، ناترازی بانکها، بحران صندوقهای بازنشستگی و کمبود آب، برق و گاز نیز به مراحل خطرناکی رسیدهاند. او با بیان اینکه «اقتصاد در ایران برده سیاسی است»، هشدار داده که فرصت اجرای اصلاحات کمهزینه بهسرعت در حال از بین رفتن است.>>>>>>>
نگاهی به تجربههای تاریخی و سرشت دگرگونی در جوامع،
محمدرضا رضایی
در گفتوگوهای روزمره، هنگامی که سخن از انقلاب، دگرگونی سیاسی یا جنبشهای بزرگ اجتماعی به میان میآید، اغلب چنین پنداشته میشود که مردم تنها زمانی به حرکت درمیآیند که فشارها به بیشترین اندازه خود رسیده باشد. بر پایه این برداشت، فقر، سرکوب یا دشواریهای زندگی بهگونهای مستقیم و ناگزیر به خیزشهای بزرگ میانجامند.>>>>>>>
چگونه "سلطنتطلب" شدم؟!
مزدک بامدادان
امروزه و بهویژه پس از خیزش سترگ دیماه ۲۵۸۴، دیگر حتا خیرهسرترین دشمنان خاندان پهلوی نیز نمیتوانند چشم بر روی این واقعیت بیرونی ببندند که شاهزاده رضا پهلوی فراتر از آنکه تنها کسی است که نامش در خیابانها -- آن هم در هشت گوشه کشور -- فریاد زده میشود، از پشتیبانی بسیار گسترده مردم ایران، چه در درون و چه در بیرون از مرزهای سرزمین مادری برخوردار است.>>>>>>>
نامه اعتراضی مطهری به پزشکیان درباره ساپورت و شلوارک
خبرآنلاین
علی مطهری، نایبرئیس پیشین مجلس، در نامهای به مسعود پزشکیان از وضعیت پوشش برخی زنان و مردان انتقاد کرد و خواستار بازگشت نظارتهای حکومتی در زمینه حجاب شد.
مطهری مواضع دولت درباره قانون عفاف و حجاب را عامل ایجاد این تصور دانست که دیگر نظارتی بر پوشش وجود ندارد. او نوشت دولت اسلامی تنها مسئول تأمین معیشت نیست و در قبال «اخلاق، رفتار و تربیت جامعه» و اجرای احکام اسلامی نیز مسئولیت دارد.>>>>>>
داریوش سکوتش را شکست
خبرنامه گویا
- در پی انتقادهای گسترده از ترانه «توهم توطئه» و متهمشدن آن به سرزنش
مردم، داریوش اقبالی به این جنجالها پاسخ داد. او با استناد به بیت «آینه
چون نقش تو بنمود راست؛ خود شکن، آینه شکستن خطاست» گفت هدف این اثر
محکومکردن جامعه نیست، بلکه نقد الگوهایی چون مسئولیتگریزی، دشمنسازی و
نپذیرفتن خطاست؛ رفتارهایی که جمهوری اسلامی رواج داده و ممکن است به
مخالفان نیز سرایت کند. به گفته داریوش، برای ساختن آیندهای آزاد، علاوه
بر کنارزدن ساختار قدرت باید میراث فکری و رفتاری استبداد را نیز کنار
گذاشت.
داریوش در شبکه اکس نوشت:
آینه چون نقش تو بنمود راست
خود شکن، آینه شکستن خطاست>>>>>>>
فرض کنید پهلوی نیست؛
شما چه در چنته دارید؟
امیر موحد، رزمنده جنگ، بریده از اصلاحات
سالهاست بخشی از نیروهایی که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکنند، بخش قابلتوجهی از فعالیت سیاسی و رسانهای خود را صرف مقابله با شاهزاده رضا پهلوی کردهاند. برای سنجش ادعاهای آنان، صورت مسئله را تغییر دهیم: فرض کنیم از فردا رضا پهلوی دیگر هیچ حضور و نقشی در سیاست ایران ندارد.
اکنون میدان برای تمام کسانی که مدعی داشتن گزینهای بهتر و کارآمدترند باز است. دیگر رقیبی به نام رضا پهلوی وجود ندارد تا بتوان ناکامیها، پراکندگیها یا ناتوانی در ایجاد یک نیروی سیاسی مؤثر را به حضور او نسبت داد.>>>>>>
اپوزیسیونی که هنوز از جمهوری اسلامی توقف اعدامها را میخواهد
ابوالفضل محققی - خبرنامه گویا
«اسلام با خون رشد پیدا کرد، با شمشیر و با اسلحه اسلام را پیش برد. بله، ما مرتجع هستیم، شما روشنفکر هستید. شما روشنفکرها میخواهید که ما به ۱۴۰۰ سال قبل برنگردیم. شما میترسید ما جوانان را مثل ۱۴۰۰ سال قبل تربیت کنیم که با جمعیت کم، دو امپراتوری بزرگ را به باد داد.»
ــ خمینی
حال، تربیتشدگان جمهوری اسلامی در دل هر امپراتوری ــ فرقی نمیکند آمریکا باشد یا انگلیس ــ چاقو بر گلوی هر مخالفی میگذارند و براساس تفکری که در مکتب خمینی آموختهاند، جنایت میآفرینند؛ همان خمینی که برای هر کار بزرگ یا کوچک و علیه افرادی که قداست اسلام را زیر سؤال میبردند، فتوا صادر میکرد.
اگر امروز زنده بود، کشتهشدن دهها هزار جوان ایرانی در دو روز نهتنها او را ناراحت نمیکرد، بلکه بر تداوم آن پای میفشرد و با یک جمله، «اسلام در خطر بود»، آن را توجیه میکرد.
از پاسخ سروش تا آرزوی مرگ برای آشوری؛
زبان امروز، پیشنویس دادگاه فرداست
وقتی زبان، نظریه را رسوا میکند
تأملی در پاسخ سروش
دارکوب - خبرنامه گویا
گاه برای شناخت میزان مدارا در یک اندیشه، نیازی به خواندن همه آثار صاحب آن نیست. کافی است کسی اندکی به مقدسات فکری او دست بزند و بعد ببینیم زبانش چه میکند. زبان در لحظه خشم، گاه صادقتر از نظریه در لحظه آرامش است.
عبدالکریم سروش در دفاع از علی شریعتی و اعتراض به «تکفیر» او، قلم برداشته تا ظاهراً از حرمت انسان و مسلمانی دفاع کند. نتیجه اما خواندنیتر از موضوع نزاع از آب درآمده است.>>>>>>>>
نه استبداد، نه ارباب خارجی؛ حق ملت را میان «بد و بدتر» قربانی نکنید!
باید با استبداد جنگید؛ بیپرده و بدون هیچ اما و اگری؛ چون استبداد پیش از هر چیز، حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خویش و بر میهن خویش را سلب میکند.
استبداد خود را جای ملت مینشاند، اراده مردم را بیاعتبار میکند و هرگاه منافع و ماندگاری خود را در خطر ببیند، حقوق شهروندان را پایمال میکند. برای استبداد، ملت تا زمانی صاحب حق است که فرمانبردار باشد؛ اما همان لحظه که مردم بخواهند درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرند، آزادی بخواهند و حق حاکمیت خویش را مطالبه کنند، سرکوب آغاز میشود.
آقای سروش! چرا این همه شتابان؟
اختلاف
میان عبدالکریم سروش، موسی غنینژاد و محمد قوچانی پس از آن بالا گرفت که
غنینژاد در گفتوگویی، علی شریعتی را به «شیادی» و «نامسلمانی» متهم کرد.
سروش نیز در پاسخ، غنینژاد را هدف انتقادها و توصیفهای تندی قرار داد.
این
مناقشه پس از انتشار مقالهای از محمد قوچانی در مجله «آگاهی نو» وارد
مرحله تازهای شد. قوچانی در این مقاله ضمن دفاع از غنینژاد، سروش را به
فاصلهگرفتن از مبانی پیشین خود و گرایش به نوعی تمامیتخواهی متهم کرد و
از «مرگ روشنفکری دینی» سخن گفت>>>>>>>>

حلقه مفقودهای به نام آلترناتیو سیاسی
حسین عرب - خبرنامه گویا
گزارش اخیر یورونیوز با عنوان "آیا ایران واقعا در آستانه انقلاب است؟" پرسشی را مطرح میکند که این روزها، در داخل و خارج ایران، بار دیگر اهمیت یافته است. فشار اقتصادی، نارضایتی گسترده، کاهش اعتماد عمومی، بحرانهای متعدد داخلی، ادامه جنگ و نگرانی آشکار دستگاههای امنیتی از اعتراضات آینده، همگی این پرسش را به میان آوردهاند که آیا ایران به نقطه یک تحول انقلابی نزدیک شده است؟>>>>>>>
این بار نباید فرصت از دست برود
حمایت مردمی کافی نیست؛ جنبش ملی اکنون به چه نیاز دارد؟
نوشتهٔ بهروز فتحعلی -- اندیشکدهٔ شهوند
ایران ما، ماههایی توفانی را پشت سر گذاشته است و به نظر میرسد ماههای پرتلاطمتری را نیز در پیش داشته باشد. آنچه در جریان خیزش دیماه بر ملت ایران گذشت، صرفاً یک کشتار وحشیانه نبود؛ بلکه در عین حال، نقطهٔ عطفی بود در شکلگیری جنبشی که هدف خود را عبور از جمهوری اسلامی قرار داده است.
در جریان خیزش دیماه، به وضوح آشکار شد که بخش قابل توجهی از جامعه، با تکیه بر هویت ملی، ایراندوستی و برداشت خود از تجربهٔ دوران پهلوی، حول محور پادشاهیخواهی گرد آمده و ادامهٔ ریل پیشرفت و توسعهٔ پهلوی را به عنوان یگانه راه نجات ایران و آیندهٔ آن برگزیده است. طبیعی است که چنین گرایشی با مخالفت جمهوری اسلامی و نیز نیروهایی روبه رو شود که همچنان از میراث سیاسی سال پنجاه و هفت دفاع میکنند.>>>>>>>>
از ناسیونالیسم تا ایرانگرایی،
شکوه میرزادگی
مقدمه
تعریفهای گوناگونی از «ملیگرایی» (Nationalism) و «ایرانگرایی» (Iranism)در منابع ایرانی و غیرایرانی وجود دارد که گاه تفاوتها و حتی تضادهای چشمگیری با یکدیگر دارند. از این رو، لازم میدانم در ابتدا برداشت خود را از این دو مفهوم روشن کنم و بر همین مبنا موضوع را پیش ببرم.
ملیگرایی یا ناسیونالیسم (Nationalism)مفهوم
محاکمه یا انتقام؛
عدالت انتقالی و دشوارترین داوری یک ملت،
شیدا جهانبانی
پساجمهوری اسلامی - پاره سوم
هیچ جامعهای که از یک دوره طولانی بحران سیاسی عبور میکند، نمیتواند گذشته خود را نادیده بگیرد. زخمهای تاریخی، اگر درمان نشوند، نه از میان میروند و نه فراموش میشوند؛ تنها به لایههای پنهان حافظه جمعی منتقل میشوند و ممکن است در فرصتی دیگر، به شکلی خشنتر بازگردند. اما مواجهه با گذشته، خود میتواند به دو مسیر کاملاً متفاوت منتهی شود: مسیری که به سوی عدالت و بازسازی اعتماد عمومی میرود، و مسیری که در آن خشم جای قانون را میگیرد و قربانیان دیروز، به بازتولیدکنندگان بیعدالتی فردا بدل میشوند.>>>>>>
هشدار جنجالی تحلیلگر اردنیتبار:
غرب همان تجربهای را تکرار میکند که لبنان را از پا انداخت
خبرنامه گویا - دن برماوی نویسنده و تحلیلگر اردنیتبار در حوزه مسائل خاورمیانه و الهیات سیاسی در این یادداشت، تجربه لبنان را بهعنوان هشداری درباره مسیر کنونی کشورهای غربی مطرح میکند. منظور او وجود خطری فوری و ملموس نیست، بلکه اشاره به روندهایی است که شاید هنوز برای بسیاری آشکار نباشد، اما کسانی که پیامدهای مشابه آن را پیشتر تجربه کردهاند، نشانهها و جهت حرکتشان را زودتر تشخیص میدهند...>>>>>>>>