۱۴۰۴ بهمن ۲۳, پنجشنبه

Esmaeil_Nouriala.jpgدر چارچوب جمهوریت 

 ضرورت تشکیل یک شورای انتقال و زمینهء حقانیت آن، با تأملی بر معنای تکثر، 

اسماعیل نوری علا

ایران در آستانهء وضعیتی ایستاده که دیر یا زود می تواند به «گذار سیاسی» بیانجامد. نشانه های فرسایش اقتدار رژیم اسلامی، شکاف در ساختار حکمرانی، و گسترش نارضایتی اجتماعی همگی حکایت از آن دارند که کشور ممکن است وارد مرحله ای شود که در آن خطر اصلی نه استمرار وضع موجود، بلکه احتمال خلاء قدرت باشد. تجربهء تاریخی نشان می دهد که خلاء قدرت در دوران گذار، اگر با سازمان دهی مسئولانه همراه نشود، می تواند بجای «انتقال منطقی و کارآمد قدرت» به بی ثباتی امنیتی، رقابت های موازی و حتی مداخلات بیرونی نیروهای دور و نزدیک بیانجامد.

در چنین شرایطی، تشکیل یک «شورای انتقال برای مدیریت روند انتقال قدرت»، حفظ «انسجام سرزمینی» و فراهم سازی زمینه «انتخابات آزاد» نه یک انتخاب سیاسی دلخواه، بلکه ضرورتی حیاتی است. جامعه ای که در انتظار تغییر به سر می برد، بیش از هر چیز نیازمند اطمینان است؛ اطمینان از اینکه گذار، اگر رخ دهد، بی سامان و بی پاسخ نخواهد ماند.

در همین جا باید به یکی از مهم ترین سوءتفاهم ها اشاره کرد که به خلط «شورای انتقال» با «مجلس موسسان» مربوط می شود. شورای انتقال نهادی موقت و اجرایی است که ماموریت آن مدیریت انتقال، حفظ امنیت عمومی و فراهم سازی شرایط انتخابات آزاد است. حال آنکه مجلس موسسانِ منتخب ملت، محل تعیین شکل نهایی نظام سیاسی است؛ جایی که «همهء گرایش ها» -- از جمهوری خواه تا مشروطه خواه، از مدافع تمرکز زدایی تا طرفدار نظام متمرکز -- می توانند در چارچوب رأی عمومی رقابت کنند و دربارهء ساختار آینده تصمیم بگیرند. نکته مهم آن است که «تکثر حداکثری» جایگاه خود را در آن مرحله خواهد یافت، نه در نهاد انتقالی.

ایران جامعه ای متنوع است؛ از نظر زبانی، قومی، فکری و سیاسی. اما باید میان «تکثر اجتماعی» و «تکثر نهادی» تمایز گذاشت. تکثر اجتماعی واقعیتی انکارناپذیر است اما تکثر نهادی یک طراحی سیاسی است. اگرچه شورای انتقال باید بازتاب دهندهء تنوع باشد، اما این بازتاب تنها در چارچوب «اصولی توافقی و مشترک» امکان پذیر است. تکثر، بدون اجماع بر اصول حداقلی، به انسداد می انجامد. اگر نهاد انتقالی شامل نیروهایی باشد که در اصول بنیادین گذار -- بگیریم حفظ تمامیت ارضی، تمرکز قانونی امنیت در سطح ملی، پرهیز از توسل به زور، و حرکت به سوی حکومتی سکولار دموکرات بر پایهء اعلامیهء جهانی حقوق بشر -- توافق نداشته باشند، شورای انتقال پیش از آغاز فلج خواهد شد. در چنین وضعیتی، استناد منتقدان (اغلب حرفه ای!) به «فقدان تکثر» صرفاً به ابزاری برای تعویق تشکیل شورا بدل می شود. حال آنکه تکثر زمانی معنا دارد که در خدمت مسئولیت ملی باشد، نه در تعارض با آن.

اما پرسش اصلی همچنان باقی است: این شورای انتقال چگونه آغاز می شود؟

در شرایطی که «نهادهای انتخابی ملی» غایب اند، آغاز یک فرایند ملی ناگزیر از به کار بردن «ابتکار» است. طبعاً این ابتکار نمی تواند از صندوق رای آغاز شود، زیرا صندوقی در کار نیست. بنابراین مشروعیت آغازین باید از «سرمایه نمادین گسترده و اعتماد اجتماعی قابل مشاهده» ناشی شود.

و در روند تشخیص اینکه چه کس صاحب«سرمایه نمادین گسترده و اعتماد اجتماعی قابل مشاهده» است، من، به عنوان یک ایرانی که خود را «جمهوریت خواه» می داند، شاهزاده رضا پهلوی را دارای این سرمایه می دانم اما تاکید می کنم که پذیرش نقش او در مرحلهء گذار، به معنای پیش داوری دربارهء شکل نهایی نظام سیاسی نیست و نباید باشد.

توضیح می دهم: جمهوریت، برخلاف آنچه گاه تصور می شود، مترادف با «جمهوری» (به عنوان یک قالب حقوقی) نیست. جمهوریت اصل حاکمیت ملت، محدود بودن قدرت، تفکیک نهادها و پاسخ گویی ساختار حکومت است. در نظامی که جمهوریت محور است، مقام عالی کشور -- چه در قالب پادشاهی مشروطه و چه در قالب جمهوری -- نقشی نمادین و حافظ استمرار ملی را بر عهده دارد و در ادارهء روزمرهء قدرت اجرایی شریک نیست. تجربهء کشورهایی چون سوئد و آلمان (یکی پادشاهی و یکی جمهوری) نشان می دهد که جمهوریت می تواند در قالب های متفاوت حقوقی تحقق یابد، مشروط بر آنکه ساختار قدرت «دو ریاستی» و مبتنی بر تفکیک و توازن بین این دو منصب باشد. در نتیجه و از این منظر، آنچه در مرحلهء گذار اهمیت دارد، شکل حکومت آینده نیست، بلکه تضمین سازوکاری است که داوری نهایی را به رای آزاد ملت واگذار می کند.

درست در همین چارچوب است که، با توجه به اظهار نظرهای متعدد خود ایشان، فکر می کنم که رهبری شاهزاده رضا پهلوی، به عنوان صاحب نقش کارآمد و بر حق آغازگری و هماهنگ کنندگی امور، بصورتی بدیهی امری پذیرفتنی است، بی آنکه این امر را به معنی پذیرش تحمیل اراده ای یک‌جانبه (هژمونیک) از جانب ایشان و انحصاری کردن تصمیم گیری نمی دانم، چرا که باور دارم تکیه بر «سرمایهء نمادین و گستره» همان واقعیت قابل اتکای اجتماعی است که می تواند نقطهء آغاز کنشی جمعی باشد. این نکته نیز آشکار اما بازگو کردنی است که انتظار می رود این ابتکار، از همان آغاز، با بیشترین شفافیت نهادی همراه شود و مرز میان «نقش آغازگر» و «ساختار تصمیم گیری جمعی» به روشنی ترسیم گردد، تا شورا به ابزار ارادهء فردی تقلیل نیابد و امکان پیوستن نیروهای همسو و یخصوص بر پایهء «اصول مشترک» محفوظ بماند.

در واقع، تحمیل اراده ای یک‌جانبه (هژمونیک) زمانی معنا دارد که انحصار قدرت، حذف رقبا یا تحمیل قواعد یک جانبه در کار باشد. آنچه در اینجا مطرح است، ابتکار برای تشکیل هسته ای مؤسس است که ماموریت آن تدوین منشور، تعیین قواعد شفاف تصمیم گیری، و دعوت تدریجی از شخصیت هایی است که «اصول بنیادین گذار» را می پذیرند. این نقش، جایگزین ارادهء ملت در آینده نمی شود؛ بلکه پلی برای رسیدن به آن است.

همچنین باید در نظر داشت که این فرایند تقویم زمانی صوری ندارد، اما ضرورت ملی ایجاب می کند که با سرعتی معقول پیش رود. فوریت در اینجا از جنس رقابت با ساعت نیست، بلکه از جنس مسئولیت در برابر خطر خلاء قدرت است.

فراموش نکنیم که هر «گذار سیاسی»، اگر «نقطه آغاز» نداشته باشد، به پراکندگی می انجامد نه به تحول. در شرایطی که نهادهای انتخابی ملی غایب اند، ابتکار مسئولانه برای «سازمان دهی انتقال قدرت» تنها شرط امکان کنش جمعی است. مشروعیت آن از اعتماد اجتماعی و شفافیت قواعد ناشی می شود، حال آنکه «مشروعیت نهایی نظام آینده» تنها از «رای آزاد ملت» برخواهد خاست.

ایران در آستانه تصمیمی حساس قرار دارد. اگر شورای انتقال بر پایهء اصول حداقلی مشترک، با درک صحیح از معنای تکثر در روند نهادسازی، و با پذیرش داوری نهایی ملت شکل گیرد، می تواند کشور را از خطر خلاء قدرت عبور دهد و زمینه را برای استقرار نظامی ملت محور (چه در پادشاهی و چه در جمهوری) فراهم سازد؛ یعنی نظامی که در آن قدرت از ملت سرچشمه می گیرد و استمرار ملی در قالبی نمادین و غیرمداخله گر تضمین می شود.

 نامه حشمت اله طبرزدی از ازندان

جمهوریّت 


۱۴۰۴ بهمن ۲۲, چهارشنبه

بازگشت به پهلوی؟ 


 
جمهوریّت

   وای به حال  این جمهوری خواهان پریشان حال!!

عبدالحمید وحیدی

چندی پیش آقای محسن مخملباف جمهوریخواه  که روزی در یکی از برنامه های شبکه بی بی سی در کنار آقای حسن شریعتمداری فرموده بود که اگر قرار است آقای رضا پهلوی دوباره برگردد، منهم می روم چریک می شوم. البته آقای شریعتمداری از این گفته شوکه و ایشان را درهمان برنامه مورد سرزنش قرار داد. اما اینبار  در برنامه چشم انداز ایران اینترناشنال فرمودند که ما برای رهایی از این رژیم لازم است همگان از آقای پهلوی حمایت کنیم وبعد از برکناری باید در یک انتخابات آزاد نوع نظام تعیین شود.>>>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۲۱, سه‌شنبه

آقای پهلوی، به جوانان ایران و خانواده‌هایشان رحم کنید!
 

عبدالستار دوشوکی

پس از فراخوان‌های بی برنامه, متوهمانه و نسنجیده متعدد رضا پهلوی که از لب ساحل امن تعطیلات "همایونی" صادر شدند و در آن‌ها وعده داده بود «کمک در راه است»، «جهانیان پشت سر شما ایستاده‌اند» و «خیابان‌ها را رها نکنید»، ده‌ها هزار نفر کشته و بیش از صد هزار نفر زخمی شدند.>>>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۹, یکشنبه

سعدی:

یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند

یکی جمهوریخواه و پادشاهی خواه نزاع می کردند

چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم

گر از بَسیطِ زمین، عقل، مُنعَدِم گردد         به خود، گمان نبَرَد هیچ‌کس که نادانم 

۱۴۰۴ بهمن ۱۸, شنبه

shakoori.jpg اینهم فریب دیگر از اصلاح طلبان

پاسخ مردم به فراخوان رضا پهلوی همه ما را شوکه کرد

               علی شکوری راد:

- سیاه ترین روز تاریخ ایران رقم خورد!

- پاسخ مردم به فراخوان رضا پهلوی همه ما را شوکه کرد. در ۴۰۰ شهر مردم در حمایت از رضا پهلوی بپا خواستند.

- رییس‌جمهور شدن پزشکیان پروژه رهبری بود. ما اصلاح‌طلب‌ها اول نمی‌دانستیم و بعدا فهمیدیم. پزشکیان سوخت.>>>>

sokoofayee.jpg  «دفترچه دوران اضطرار»؛ 

ضرورت مدیریت گذار یا سندی نیازمند اصلاح؟ 

آناهیتا ایراندخت

ویژه خبرنامه گویا

تابستان ۲۰۲۵، رضا پهلوی و تیم همراه او سندی با عنوان «دفترچه مدیریت دوران اضطرار» منتشر کردند؛ سندی که بخشی از «پروژه شکوفایی ایران» معرفی شده و هدف آن مدیریت ۱۰۰ تا ۱۸۰ روز نخست پس از فروپاشی احتمالی جمهوری اسلامی است. بازه‌ای که در تجربه بسیاری از کشورها، به دلیل خلأ قدرت، بیشترین خطر بی‌ثباتی، ناامنی و فروپاشی خدمات حیاتی را در پی داشته است.نویسندگان دفترچه تأکید دارند که این سند نه قانون نهایی است و نه برنامه یک دولت دائمی، بلکه پیشنهادی موقت برای عبور از مرحله اضطرار. با این حال، انتشار آن واکنش‌های موافق و مخالف گسترده‌ای را برانگیخته است.>>>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۶, پنجشنبه


احتزازپرچم اسرائیل دردستان ایرانیان مسلمان زاده     

عبدالحمید وحیدی 

با قاطعیت می توان اذعان داشت که از صدر اسلام تا پیش از سفر آقای پهلوی به اسرائیل هرگز دردستان  هیچ مسلمانی در سراسر جهان کمترین نشانی از علائم یهودیّت  قرار نمی گرفت. این امر ناشی از خصومت تاریخی میان مسلمانان و یهودیان است، و ربطی به موضوع اسرائیل و فلسطین که دارای قدمتی هشتاد ساله است، نداشته و ندارد. قطعآ با تشکیل کشور اسرائیل این خصومت تشدید گردید.>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

  پاسخ آقای عبدالستار دوشوکی


جناب آقای وحیدی

با درود فراوان و سپاس از نقد وارد و خوب شما که با آن موافقم. بنده همواره از انتقاد از خودم استقبال کرده ام. نقد شما عادلانه و درست است.

فقط دو نکته کوتاه. در مورد رسانه ها و سایت های سلطنت طلب که بنده را بعد از بیش از بیست سال بایکوت کرده اند, علت آن مشخص است و بارها نوشته ام. سلطنت طلب اصولا نه تنها نقد را برنمی تابند, بلکه تشنه خون نقاد و منتقد هستند. در مورد گویا این تصمیم خود من بود. چون گویا بطرز متعفنی سطلی شده است.>>>>>

 جمهوری خواهی یا جمهوریّت خواهی

پرسشی کوتاه از جناب رامین کامران

عبدالحمید وحیدی

اخیرآ مقاله تبریک گویی شما  به آقای منظرپور جهت راه اندازی میزگرد جمهوری خواهان مطالعه کردم. پرسش من از شما بعنوان یک فرد سیاسی جمهوری خواه و فعال که از زمان جاوید نام شاهپور بختیار لحظه به لحظه فعالیتهای جمهوریخواهان را دنبال کرده و مطالب نوشته و در رسانهای مختلف حضوریافته و برای اتحاد جمهوریخواهان راه حل ارئه داده اید که از دیدگاه من از منظر نظری بسیاری از آنها مفید و ارزنده بوده اند. پرسش در اینجاست که  حاصل آن همه فعالیت تا کنون چه بوده است؟>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۳, دوشنبه

 

 جمهوریت چیست؟


جلال ایجادی

در میان ایرانیان در عرصه سیاسی اختلاف حاد به گرد شکل حکومتی، جمهوری یا سلطنت، دور می‌زند. موضع گیری‌های حاد که گاه همراه با ناسزاگوئی و هیجان تند همراه است. ما نیازمند اندیشه گری بیشتری هستیم. در جامعه شناسی سیاسی و در فلسفه سیاسی یک مبحث اساسی وجود دارد که همان «جمهوریت» است. روشن است که شرایط سیاسی ایران و وجود توتالیتاریسم اسلامی شیعی، می‌طلبد که پس از سقوط رژیم در روند سیاسی و انتخاباتی، فرم و شکل جمهوری یا سلطنت روشن گردد.


  

نوشتاری در باره عبدالستار دوشوکی


عبدالحمید وحیدی 

روی سخن این نوشتار با کسانی است که مرا سرزنش کرده و می کنند که چرا بدون وقفه مقالات آقای دوشوکی را منتشرمی نمایم، در حالیکه بسیاری از نوشتارهای ما را به چاپ نمی رسانید، مگرمتوجه نیستید که ایشان چگونه شاهزاده رامیکوبد؟ آیا شما با مواضع ایشان موافقید؟

هر چند که من با ارسال امیلهایی، دوستانه برای آنها توضیحات خود را ارائه کرده ام، اما لازم دیدم که دیدگاه خود را نسبت  به آقای عبدالستار دوشوکی با همگان در میان بگذارم تا قدری موضوع شکافته شود.>>>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۲, یکشنبه

 جنگ مقدس علیه مردم؛ برای بقای رژیم

propoganda.jpg

عطا محامد - ایران وایر

«آن‌قدر مقاتله کنید، آن‌قدر بکشید تا دیگر فتنه‌ای نباشد و دین فقط برای الله بماند.» این جملات «حسن عباسی»، تئوریسین جبهه پایداری است. مجوزی برای کشتار که او از آیه ۳۹ سوره «انفال» استخراج می‌کند. اما در توجیه کشتار او تنها نیست. گفته او تنها جلوه‌ای از دستگاه تبلیغاتی پیچیده مذهبی جمهوری اسلامی است. پس از اعتراضات گسترده مردمی و سرکوب‌ خونین آن، حکومت با فعال‌سازی لایه دینیِ پروپاگاندای خود می‌خواهد «بقا به هر قیمت» را زیر پوششی از تقدس پنهان کند.>>>>>>

 

افشای افتضاح دروغ های ایران اینترنشنال و بزرگنمایی پهلوی

 

عبدالستار دوشوکی 

اخبرا برنامه صفحه آخر آقای مهدی فلاحتی در صدای آمریکا به تحقیقاتی که توسط یک گروه پژوهشی بر روی هزاران ویدئوی اعتراضات دی ماه امسال پرداخت و با مزدک آذر پژوهشگر و سخنگوی این تیم تحقیقی در مورد یافته های علمی و آماری آنها سوالاتی پرسید. نتیجه شعارهای داده شده در اعتراضات اخیر و دروغ های گنده و بزرگنمایی رسانه های مانند ایران اینترنشنال برای بسیاری از هموطنان تعجب آور بود, اما نه برای نگارنده.>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۱, شنبه

 تقارن دو درخواست متفاوت از آقای میر حسین موسوی: 

ضرورت تمرکز مبارزات آزادیخواهانه در کشور، یوسفی اشکوری 

 "خفه شو دیگه پیرمرد"، پیام تند بهاره هدایت به میرحسین موسوی

خودتان قضاوت کنید

خبرنامه گویا - بهاره هدایت، فعال سیاسی و زندانی پیشین، با انتشار یادداشتی تند در شبکه‌های اجتماعی، به بیانیه اخیر میرحسین موسوی درباره کشتار معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴ واکنش نشان داد و مواضع او را ادامه همان نگاه «از بالا به پایین» و هم‌راستا با منطق حاکم بر جمهوری اسلامی توصیف کرد.>>>>>>

27.jpg 

بیانیه‌ی شجاعانه انجمن علمی دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف

علی شریفی زارچی - بیانیه‌ی شجاعانه‌ای که امروز توسط انجمن علمی دانشکده‌ی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف منتشر شد: «چه سودی در علم است، وقتی انسان ارزش ندارد؟»
وقتی خون در کوچه‌ها جاری‌ست دیگر سکوت را بر خود روا نمی‌دانیم. دی‌ماه امسال، روزهایی را پشت سر گذاشته‌ایم که شرح آن‌ها زبان را به عجز می‌کشاند. مردمی که به خیابان آمدند تا حقشان را مطالبه کنند، با شلیک مستقیم گلوله به زمین افتادند.>>>>

۱۴۰۴ بهمن ۱۰, جمعه

 

ضرورت تمرکز مبارزات آزادیخواهانه در کشور


حسن یوسفی اشکوری

چندی پیش به نظرم رسید که لازم است مبارزات مستمر مردم ایران برای تحقق آزادی و عدالت و حاکمیت قانون و تأمین واقعی حقوق بشر در داخل کشور باشد. هرچند اصولا و به نحو کلی و عام، آزادیخواهی و تلاش برای تحقق آن، نه محدود به داخل است و نه به خارج از کشور و نه حتی مختص جامعه ای خاص در شرق و غرب عالم است؛ هر انسانی به اعتبار انسان بودن، می تواند و می بایست برای دستیابی به آزادی و عدالت بکوشد و به دیگرانی که از نعمت آن برخوردار نیستند، در حد توان یاری رساند؛ موضوعی که اکنون از مبحث ما خارج است.>>>>>

عععععععع