پادشاهی خواهان ، جمهوریخواهان ،
دگرباوران : خواهان یک نظام دموکراتیک چه پادشاهی چه جمهوری
مسکو و لندن،
قبلهگاه چپها و اسلامپناهان
دفتر مقام ولایت مراسم چهلم سیدعلی را با چلوکباب و حلوا، برگزار کرد
علیرضا نوریزاده - ایندیپندنت فارسی
بیش از چهار نسل از چپهای ما به ویروس مجذوب عاشق مبتلا بودند. به گونهای که در طول بیش از نیمقرن، هرجا پای مصالح «دایی یوسف» و جانشینانش پیش آمد، مصالح ملی را گاه جلو سفارت شوروی در تهران، زمانی در ساختمان کاگب و وقتی دیگر در اتاقهای پنهان، به زمین زدند و سر بریدند.>>>>>>>>
پیشنهاد اقدامی ساختاری برای دوران گذار،
اسماعیل نوری علا
پرسش قابل دفاعی که می تواند برای پیوستگان به جنبشی که شاهزاده رضا پهلوی رهبر نمادین آن است پیش آید آن است که:
«براستی آنچه که اکنون "انقلاب شیر و خورشید" نام گرفته، از لحاظ گفتمانی، در جستجوی چیست؟ آیا این چیستی را باید صرفاً در وجود شاهزاده رضا پهلوی جستجو کرد، یا آن را در "مجموعه" ای وسیع تر دید که از انقلاب مشروطه تا امروز، بصورتی زیگزاگی اما مداوم، همواره در جامعهء ایران وجود داشته و در بخش عمده ای از آن خاندان پهلوی حاملان تاریخی آن بوده اند؟»
پاسخی که از حانب هریک از ما به این پرسش داده شده و مورد توافق عام قرار گیرد می تواند در آیندهء اپوزیسیون سکولار دموکرات ایران نقشی تعیین کننده داشته باشد.>>>>>>>>>
خاطرات یک چریک،
ابوالفضل محققی
این یادداشت تلاشی است برای نشان دادن شباهت میان ذهنیت چریکی و ایدئولوژیکِ بخشی از نیروهای انقلابی گذشته با تفکری که امروز در بدنه افراطی سپاه و جمهوری اسلامی دیده میشود؛ ذهنیتی که در نهایت، حذف مخالف، تقدیس خشونت و بیاعتنایی به سرنوشت کشور را توجیه میکند
داشتم به نقد کتاب خاطرات زمان چریکی خود گوش میکردم و نگاهم در آن دوران نسبت به حکومت، به امپریالیسم آمریکا و اردوگاه سوسیالیسم، و به واکنشهای سپاه پاسداران در روزهای اخیر در ارتباط با جنگ و برخورد با معترضان و قتلعامی که راه انداخت، فکر میکردم.>>>>>>>
ادامه ی مصادره های انقلابی
حسن بهگر
انتشار تصاویر و ویدیوهای معترضان در خارج کشور که با در دست داشتن پرچم اسراییل، به عنوان ایرانی، خواستار بمباران کشور بودند دل هر ایرانی وطنخواهی را آزرده کرد و شک نیست این جماعت توسط رسانه هایی که توسط دشمنان ایران تغذیه می شوند شستشوی مغزی شده اند. البته برخی هم پس از مشاهده خرابی های ناشی از این حملات به خود آمده، در مقام پوزش و عذرخواهی درآمده اند.
از آن طرف غلامحسین اژه ای رئیس قوه ی قضاییه آنها را «عناصر دشمن» نامید و اعلام کرد «اموال کسانی که در اغتشاشات نقش داشتند توقیف میشود. مقامات قضایی مراقب باشند که در توقیفها مراکز تولید و خدمات، تعطیل نشود.»(1) با یادآوری اینکه به پرونده های این اشخاص به صورت استثنایی و «خارج از روال» رسیدگی خواهد شد.>>>>>>>
روز جهانی کارگر و سکوت قانون کار در ایران در شرایط جنگ
دکترنیره انصاری
کنگره آزادی ایران؛ چرا بار کج به منزل نمیرسد؟
در اوایل اسفند سال گذشته، در مقالهای به ظهور گروهی تازه, اما ناشناخته, با عنوان "کنگره به اصطلاح آزادی ایران" پرداختم. از آنجا که آقای شهریار آهی، برگزارکننده تورهای سیاسی ـ گردشی "اتحاد برای دموکراسی در ایران"، در کنار شخص متمولی که بهتازگی از ایران آمده است، از بنیانگذاران این کنگره بودند و دفتر آقای رضا پهلوی نیز بلافاصله در بیانیهای غیرمعمول وی را عاق کرده بود، در یادداشتی با عنوان "چرا شهریار آهی توسط رضا پهلوی عاق شد؟" به این تشکل مجهولالهویه پرداختم.>>>>>>>
این هم روشنفکر پیشتاز ما!
لیلاز: «خب پیشنهاد بعضی دوستان ما ممکن است خودکشی باشد و بگویند تسلیم شویم، اما یقیناً اگر ایران حتی تسلیم هم شود، تمام اورانیوم غنیشدهاش را مثل لیبی بار کشتی کند و بفرستد به آمریکا، سر سوزنی در معادلات بینالمللی و روابط بین ایران و آمریکا تغییر ایجاد نخواهد شد.»
این سخنان سخیف، و بلکه گمراهکننده است. چرا:>>>>>>>
« شیعه گری سُرخ» و نقش برخی از مبارزان ِ سیاسی در اشاعه آن،
استفانی رُزا
هفته نامه ماریان ( چاپ پاریس)
برگردان : علی شبان
بنابراین ملاها میخواهند به سلاح اتمی دست یابند ولی در عین حال به ارزشهای اصلی خود از گذشته دو دستی چسبیده اند.هدف آنها، نابودی حقوق بشر، نابودی برابری جنسیتی، سکولاریسم و دموکراسی است. از این منظر فاشیست ها به اسلام گرایان شباهت دارند، بویژه که دومی ها ، از حسن البناء بنیاد گذار اخوان المسلمین که از ستایشگران هیتلر و موسولینی بود و نحوه ساختار جنبش های آنها را تحسین می کرد، الهام گرفته اند. استفانی رُزا، پژوهشگر مرکز تحقیقات علمی فرانسه,>>>>>>>
شاهزاده نه اسطوره است و نه مقدس؛ نقد، حق مردم است،
علی لاهیجی
در دو روز گذشته و پس از انتشار فایل صوتی آقای منوچهر بختیاری، پدر جاویدنام پویا بختیاری، شاهد اظهاراتی از سوی برخی چهرههای رسانهای بودهایم که همچون گذشته، هرگونه انتقاد از شاهزاده را با اتهامزنی یا زیر سؤال بردن منتقدان پاسخ میدهند.
در تلویزیون منوتو، خانم قاضیمراد و آقای امید خلیلی بخشی از انتقادات آقای منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی، را مطرح کردند و با این استدلال که در زندان معمولاً همهچیز تحت کنترل است، این شائبه را ایجاد کردند که پیام ایشان با همکاری مسئولان زندان به خارج منتقل شده است.>>>>>>>
ایران؛ از شکوه تمدن کهن تا ارادهی آگاهانهی مردم برای آینده
نویسنده حمید رفیع
من ایرانیم، ایران، سرزمین آریاییها؛ نامی برگرفته از واژهی «آریا» به معنای نجیب، شریف و آزاده. اما این نام، صرفاً نشانهای زبانی یا یادگاری از گذشته نیست، بلکه بیانگر روحی تاریخی و هویتی زنده است که در ژرفای زمان ریشه دوانده، در بستر تجربهها پیدرپی یک ملت بالیده و تداوم یافته است. ایران، نام یک جغرافیا نیست؛ نام یک حافظهی تاریخی، یک فرهنگ زنده و یک ارادهی جمعی است.>>>>>>
دو ماه بیقبر:
میراث مردی که ایران هرگز او را نپذیرفت
کاوه اسواران
فردا، نهم اردیبهشت ۲۵۸۵، دقیقاً دو ماه از لحظهای میگذرد که علی
خامنهای در نخستین دقایق عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل، در بمباران
پناهگاه مستحکمش در تهران کشته شد. مرگ او نه در میدان نبرد، بلکه مرگی
بزدلانه در همان مخفیگاهی بود که مدتها در آن پنهان شده بود.
هلاکت
او از آنچه میپنداشت حقارتبارتر بود. مرگی ذلیلانه در ردیف سایر
دیکتاتورها و جنایتکاران همعصر و همارز او همچون صدام، قذافی، ملاعمر،
چائوشسکو و میلوسویچ. >>>>>
روایت یک تغییر خطرناک برای ایران؛
تحلیلی غیرمنتظره از داخل کشور
از آرمان فلسطین، تا سپر اسرائیلی
فروپاشی یک روایت قدیمی
گزارش باراک راوید درباره استقرار
سامانه گنبد آهنین و تکنسینهای اسرائیلی در امارات، تنها یک خبر نظامی
نیست؛ بلکه اعلام رسمی پایان یک دوران و آغاز دورانی جدید در خاورمیانه
است. قدردانی مقام ارشد اماراتی از نتانیاهو بابت ارسال این سامانه، از سه
واقعیت عینی و سخت پرده برمیدارد که جمهوری اسلامی اکنون با آنها
روبهروست:>>>>>>
چه کسی بر تهران حکم میراند؟
احمد علوی
اقتصاد سیاسی توزیع قدرت در ایران امروز
پرسشی اساسی
پرسش از اینکه «چه کسی بر تهران حکم میراند؟» در ظاهر ساده به نظر میرسد، اما در عمل به یکی از پیچیدهترین مسائل تحلیل سیاست ایران تبدیل شده است. این پیچیدگی زمانی بیشتر آشکار میشود که پیامهای متناقض از درون ساختار سیاسی و پلیسی کشور در شرایط بحران--بهویژه در وضعیتهای جنگی یا آتشبس شکننده--به بیرون مخابره میشود. در چنین لحظاتی، بهجای یک صدای واحد، مجموعهای از صداهای گاه همراستا و گاه متعارض دیده میشود؛ صداهایی که همزمان از مذاکره، بازدارندگی، تهدید و مدیریت بحران سخن میگویند.>>>>>>>>
رضا پهلوی خطاب به اروپا:
در بحران رژیم ایران، شما هم جزئی از مشکلاید
چه اروپا در کنار ما باشد چه نباشد من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد
ایران اینترنشنال - رضا پهلوی جمعه اعلام کرد:« چه اروپا در کنار ما باشد، چه نباشد، چه روزنامهنگاران شما کار خود را انجام دهند، یا ندهند، چه سیاستمداران شما شجاعت اقدام داشته باشند یا نه، من برای مردم و کشورم مبارزه خواهم کرد.»
سانسور فقط به دست رژیم در ایران انجام نمیشود>>>>>
انتقاد از خود؛
وقتی «ممکن» را فدای «مطلوب» میکنیم،
امیر دها
در این چند ماه، ایران ما در حال عبور از یکی از حساسترین و خطرناکترین بزنگاههای تاریخی خود است. زمانی آبستن حوادث که میتواند مسیر آیندهٔ کشور را بهکلی دگرگون کند.
ما در چند قدمی یک دوراهی ایستادهایم:
انتخاب میان استفاده از پنجرهٔ فرصتی که به روی ما گشوده شده، یا تعلل و غفلت--و سپردن سرنوشت کشور به جریان بیرحم تقدیر.
شاید «ما» تاکنون فرصتهای بسیاری را از دست دادهایم؛ نه به این دلیل که نمیشد، بلکه به این دلیل که نتوانستیم.>>>>>>
روزی مردم سر پرستوهای سپاه را می تراشند
فرزانه روستایی
پرستوهای سپاه و بسیج که شب ها با کلاشینکف صورتی در معیت نیروهای حشدالشعبی و فاطمیون خیابان های تهران را بالا پایین می روند دیر یا زود به سرنوشت دیگر پرستوهای تاریخ دچار خواهند شد. این پرستوها متشکل از اقشار بسیار پایین اجتماعی و فاقد این ادراک هستند که وارد چه بازی کثیف و عفنی شده اند. این روزها عکس و فیلم آنها در همه رسانه ها پخش می شود و به غیر از تحقیر مورد نفرت نیز هستند. آنها با رفتار خود نشان می دهند که هیچ خط قرمزی ندارند و آمده اند تا به بازی گرفته شوند.>>>>>
در برابر آئینهٔ تمامقد نصبشده مقابل در ورودی خانه میایستم. تمام راه به نقش خود و همنسلانم در جنبش اعتراضی امروز فکر میکردم. به این که این همه تبوتاب، این همه پردهدری و پنجول کشیدن بر صورت یکدیگر جهت قبولاندن نظر خود، نتیجهٔ عملیاش چه بوده؟
نتیجهٔ این همه بحثهای کشدار که هر فرد و جریانی تلاش میکند برحق بودن نظر خود را به اثبات برساند، بیآنکه حداقل کنکاشی در رابطه با نقش خود در بین نسل جوان انجام داده باشد.>>>>>>>>>
شکاف در قدرت، فرصت در جامعه:
ایران میان معامله و تغییر،
علیرضا طهماسبی
در میانهی تحولات پرشتاب منطقهای، از مذاکرات میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده گرفته تا نقشآفرینی بازیگران واسطهای مانند پاکستان و حضور فعال اسرائیل در میدان، یک واقعیت بیش از هر زمان دیگری خود را نشان میدهد: جمهوری اسلامی نه با یک صدای واحد، بلکه با مجموعهای از صداهای متعارض در حال تصمیمگیری است. این وضعیت را نمیتوان صرفاً اختلافنظر معمول در یک نظام سیاسی دانست، بلکه نشانهای از نوعی ناهم ترازی درونی است که در شرایط فشار خارجی و بحرانهای اقتصادی و اجتماعی، بهتدریج عمیقتر شده است. در چنین فضایی، هر تحلیل جدی از آینده ایران ناگزیر است همزمان سه سطح را ببیند: شکاف درون قدرت، بازآرایی موازنه منطقهای، و مسئلهی آلترناتیو>>>>>>
تحلیل غافلگیرکننده از داخل ایران:
«مقاومت» به بنبست رسیده است
بن بست استراتژیک مقاومت پر هزینه
یدالله کریمی پور
صلح و امنیت پایدار، توسعه و رفاه ملی ایران
با اهداف استراتژیک ۴۷ ساله جمهوری اسلامی، یعنی پیگیری حذف اسرائیل از
نقشه جهان، استمرار دشمنی ساختاری با بلوک غرب و تمرکز مطلق بر محور شرق،
در تعارضی بنیادین قرار دارد. واقعیتهای اقتصادی و سیاسی جهان امروز نشان
میدهد که هیچ کشوری نمیتواند در عین تقابل با نظم مستقر بینالمللی، به
شکوفایی پایدار دست یابد>>>>>>
«نه به جنگ» یا «نه به جنگهای تجاوزگرایانه»؟
نگرش مارکسی به جنگ
مارکس و انگلس در جوانی، میانسالی و پیری در رابطه با جنگهای طبقاتی، استعماری و قارهای دارای مواضع گوناگون و حتی در مواردی متضاد بودند، زیرا از یکسو در پی کشف مکانیسمهای جنگ طبقاتی و از سوی دیگر نظارهگر جنگهائی بودند که توسط دولتهای اروپائی به کشورهای پیرامونی و عقبمانده تحمیل میگشت.>>>>>>>
روایتهای پیروزی و واقعیتهای پنهان
پس از اعلام آتشبس، صدای «پیروز شدیم» از هر سو بلند شد.
در ابتدا تصورم این بود که این صداها بیشتر برای مصرف داخلی است؛ برای تقویت روحیه هواداران و تثبیت موقعیت سیاسی هر طرف. گمان میکردم این موج، مانند بسیاری از هیجانات پس از جنگ، بهزودی فروکش خواهد کرد. اما چنین نشد. روایتها نهتنها خاموش نشدند، بلکه در گفتارها و تحلیلها جا باز کردند و بهتدریج به مبنای تفسیر واقعیت تبدیل شدند.>>>>>>
تحلیل جنگ ۴۱ روزه و ضرورت عادیسازی روابط ایران و اسرائیل
چکیده پایان عملیات «خشم حماسی» در ۸ آوریل ۲۰۲۶، نقطه عطفی در ژئوپلیتیک خاورمیانه محسوب میشود. پس از چهل و یک روز نبرد همه جانبه با شدت بالا میان ایالات متحده، اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران، یک آتشبس شکننده برقرار شده است. این مقاله به تحلیل هزینههای ساختاری، مالی و انسانی این درگیری میپردازد و استدلال میکند که صلح پایدار برای ایران بدون تغییر بنیادین در سیاست خارجی — به ویژه شناسایی رسمی دولت اسرائیل — دستیافتنی نخواهد بود.>>>>>>>
اشک برای جوانان ایران؛ نسلی که آرزوهایش را از او گرفتند،
س. روزبه
شب وقتی پیام یک جوان را در تلویزیون دیدم، اشک در چشمانم حلقه بست.
میگفت ما روزی آرزوی خودرو داشتیم، آرزوی موتور داشتیم، آرزوی خانه داشتیم، آرزوی ازدواج و ساختن زندگی داشتیم. اما امروز به جایی رسیدهایم که دیگر از همه آن آرزوها گذشتهایم و تنها خواستهمان این است که بتوانیم با جهان آزاد ارتباط داشته باشیم و اینترنت داشته باشیم.>>>>>>>
در جنگ جمهوری اسلامی با مردم ایران آتش بسی رخ نداده
ایران اینترنشنال - شیرین عبادی، برنده نوبل صلح در نشست کمیته امور خارجی پارلمان اروپا درباره ایران، در محل پارلمان بلژیک گفت: «جنگی در ایران بین جمهوری اسلامی و مردم ایران از سالها قبل شروع شده و هرگز آتشبسی در آن رخ نداده است.»
او افزود: «در جریان اعتراضات دیماه، مردم را قتل عام کردند و گزارشگر حقوق بشر، آن را جنایت علیه بشریت نامید. بیش از ۴۰ هزار نفر از معترضان کشته شدند و بیش از ۴۰ هزار نفر نیز بازداشت شدند.»>>>>>>>
تراژدی آگاهی؛
نبرد میان نرمافزار اخلاق و سختافزار غریزه،
م بهمنی
وقتی به پهنه کوتاه عمر انسان نگاه میکنیم، نخستین پرسشی که ذهن را میگزد این است: چرا در این فرصت اندک زیستن، حرص و طمع چنین بیداد میکند؟ چگونه است که انسانی در جامه قضاوت، حق نفس کشیدن را از بیگناهی سلب میکند و چگونه تاریخ، کورههای آدمسوزی را در قلب تمدن خود جای میدهد؟ آیا بشر با چنین کارنامهای، لیاقت سکونت بر این سیاره فیروزهای را دارد؟ برای پاسخ به این پرسشها، باید از پوسته ظواهر عبور کرد و به ریشههای بیولوژیک و روانیِ «شر» نگریست.>>>>>
جنگی که جهان عرب میبیند و لیبرالدموکراسیهای غرب درک نمیکنند
زینب ریبوعه - ویرایش و ترجمه خبرنامه گویا
پوشش رسانهای غرب از عملیات «اپیک فیوری» امریکا تقریباً بهطور کامل در چارچوب روایت خود جمهوری اسلامی شکل گرفته است. در بسیاری از تحلیلها و اظهارنظرها در اروپا و آمریکا، جمهوری اسلامی بهعنوان طرف ستمدیده معرفی میشود؛ روایت غالب حول این میچرخد که جمهوری اسلامی چه ادعایی دارد، چه رنجی متحمل شده و چه تهدیدهایی مطرح میکند. اما این چارچوب یک بخش اساسی را نادیده میگیرد:>>>>>>
حقایق تلخ جنگ
آذر ماجدی
همانگونه که انتظار می رفت، این جنگ زندگی مردم را به قهقرا برده است. صدها کشته، منجمله کودک و نوزاد، ویرانی بخش وسیع و مهم زیرساخت های جامعه، انرژی، آب، گاز، نفت، داروسازی ها، ریل های راه آهن، مدارس و دانشگاه ها، مراکز درمانی و آثار باستانی؛ گسترش فقر، تهدیدِ گرسنگی و قحطی که برای 45 میلیون انسان پیش بینی می شود، هوای مسموم و آلودۀ کشنده؛ اینها نتایج شش هفته جنگ خانمان برانداز برای مردم ایران بوده است>>>>>>>>>>
جنگی که اعراب و اسرائیل را نزدیکتر کرد؛
تولد ناتوی غیررسمی خاورمیانه،
س.روزبه
اصطلاح «ناتوی عربی» تازه نیست. سالهاست در محافل سیاسی و امنیتی درباره ائتلافی عربی برای مهار ایران سخن گفته میشود، اما این ایده معمولاً یا در سطح شعار مانده یا در برخورد با اختلاف منافع دولتهای عربی، مسئله فلسطین، و تردید نسبت به تعهد واقعی آمریکا از نفس افتاده است. به همین دلیل، اگر امروز هم کسی با شتاب بگوید «ناتوی منطقهای تشکیل شد»، بیشتر شبیه تیتر هیجانزده حرف زده تا تحلیل. آنچه اکنون در خاورمیانه در حال شکلگیری است، هنوز یک پیمان رسمی شبیه ناتو نیست؛ نه ماده دفاع جمعی دارد،>>>>>>>
دشمن دوستنما؛
دشمن دوستنما را نتواند کرد علاج، شاخه را مرغ چه داند که قفس خواهد شد
اصطلاح “دشمن دوست نما”، توصیف و بیان یکی از پیچیدهترین و آسیب زاترین نوع روابط انسانی است. کسیکه در ظاهر با لبخند، دلسوزی و نزدیکی جلو میآید، اما در باطن، انگیزههایی مانند حسادت، رقابت ناسالم یا سوءاستفاده دارد؛ رفتار و شرایطی که میتواند باعث ایجاد ضربه روحی، روانی یا جسمی شدید شود. این پدیده، زمانی تبدیل به فاجعه ملی میگردد که دشمن دوست نما، در رابطه با سرنوشت یک کشور و یا یک ملت باشد، تخریب و تجزیه، و وابستگی و سقوط را بهمراه خواهد داشت. >>>>>>
باید به ائتلاف نامقدس چپ با اسلامگرایان پایان داد
اگر حملهی آتشافروزانه به چهار آمبولانس متعلق به یک نهاد خیریه یهودی
در لندن در هفته گذشته یک مورد استثنایی بود، بهخودیخود هم بسیار
نگرانکننده بود. اما متأسفانه اینطور نیست. این حادثه بخشی از یک الگوی
گستردهتر در بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی است.
سال گذشته در بریتانیا بیش از ۳۷۰۰ مورد یهودستیزی ثبت شد؛ از جمله افزایش قابلتوجه حملات به افراد یهودیِ قابل تشخیص در انظار عمومی و چهرههای شناختهشده، از جمله حمله به یک کنیسه در منچستر در ماه اکتبر.>>>>>>
اسلام سیاسی: دشمن دموکراسی!
احمد وحدت خواه - ویژه خبرنامه گویا
وینستون چرچیل در نطقی در پارلمان انگلیس در نوامبر ۱۹۴۷ میلادی گفته بود «دموکراسی بدترین شکل حکومتداری است؛ اما از همه دیگر اشکال حکومتداری که تاکنون جهان به خود دیده بهتر است».
امروز اما دموکراسی پارلمانی مورد نظر چرچیل که برای قرنها کشور بریتانیا را مهد پیدایش آن معرفی می کرده با چالشی بزرگ از سوی یکی از مستبدترین ایدئولوژی ها روبرو شده است: اسلام سیاسی!
دموکراسی را حکومت اکثریت بر اقلیت، با تاکید بر حفظ همه حقوق سیاسی و اجتماعی همان اقلیت در چهارچوب قوانین جوامعی که در آنها دموکراسی حکمفراست تعریف کرده اند.>>>>>>>
آخرین درخواست و نصیحت مشفقانه به آقای رضا پهلوی
عبدالستار دوشوکی
بعد از اینکه ترامپ رئیس جمهور آمریکا
تهدید کرد که ایران را به عصر حجر (حدود دو میلیون سال پیش) برمی گرداند, از
پوستر تبلیغاتی رضا پهلوی برای تجمع و تظاهرات جهانی روز شنبه آینده (۲۲ فروردین
مطابق با ۱۱ آوریل) در مقابل سفارتخانه های آمریکا بی نهایت تعجب کردم. بمباران و
نابودی زیرساخت های ایران هم اکنون در جریان است. حتی از پُل نیمه تمام هم نگذشتند.>>>>>
حدادیان گفت ظریف سه روز فرصت دارد اعلام کند «غلط
کردم» و افزود برخی افراد او را «جاسوس» میدانند. او خطاب به نهادهای
امنیتی گفت آیا منتظر هستند ظریف «روی پیشانیاش بنویسد خودفروخته آمریکا
است».
او همچنین خطاب به ظریف گفت: «شما غلط میکنی برای جمهوری
اسلامی نسخه میپیچی.» حدادیان اضافه کرد اگر ظریف تا سه شب آینده عذرخواهی
نکند، «شب چهارم کاروان میشویم و میرویم در خانهاش».
ایران به عصر حجر باز نمی گردد
شیرین عبادی
🔹بیش
از یک ماه است که ایران درگیر جنگی خانمانسوز شده؛ جنگی که مردم ایران نه
آغازگرش بودهاند و نه مسبب ان .روز گذشته، دونالد ترامپ با لحنی
تهدیدآمیز گفته ایران را به «عصر حجر» بازمیگرداند. اما باید این را با
صدای بلند گفت: تمدن کهن ایران اجازه بازگشت به عصر حجر را نمیدهد .
جمهوری اسلامی از چنین تهدیدی نمیترسد؛ این مردم ایران هستند که نگران
ویرانی خانه، شهر، مدرسه، بیمارستان، نیروگاه، جاده، اینترنت و نان شبشان
هستند .>>>>>>
🔹
چرا اپوزیسیون ایرانی، هر از گاهی هیاهو برای هیچ به راه می اندازد؟
امیر کراب
چرا در چهار دهه گذشته همایش ها شکل نمایش گرفته اند؟
چرا اپوزیسیون ایرانی دور خودش درجا می زند؟
"کم تر اثبات کنیم
کمی نرم تر باشیم
و در جهانی که از ما چیزهای زیادی را گرفته
یکدیگر را نگه داریم."
اپوزیسیون خارج از کشور چهار دهه زمان را سوزاندو سنگی بروی سنگی نگذاشت
که هیچ، سد راه همدیگر شدند و دشمن اصلی را پاک فراموش کردند! جلساتی می
گذاشتند و همدیگر را نفی می کردند با هم جدال می کردند و منزاهای کشورهای
غربی محل نزاع آنها بود و آن چیز اصلی در بین نبود، چرا؟تمام
سازمانها و احزاب چپ و راست به بیداری نرسیده بودند و هی خود را تکرار می
کردند و چقدر دردناک است که وقت ما در این سخنرانی ها تلف شد و یادم است یک
سخنران از احزاب چپ در یک سخنرانی گفت: >>>>>>>
نگاهی به کتاب «و انسان خدا را همسان خود آفرید»،
نوشته آرمین لنگرودی
نگارنده چکیده و بررسی: محمدرضا رضایی
در کتاب «و انسان خدا را همسان خود آفرید»، آرمین لنگرودی به بررسی عمیق و تحلیلی-انتقادی ادیان ابراهیمی، یهودیت، مسیحیت و اسلام میپردازد. لنگرودی این انگاره را مطرح میکند که خدایان این ادیان موجوداتی فراسپهری نیستند، بلکه ساختهی ذهن انسانها هستند که از نیازها، ترسها و واقعیتهای اجتماعی جوامعی که در آنها ظهور کردهاند، سرچشمه گرفتهاند. به این ترتیب، او این تصور سنتی را که خدا انسان را به شکل خود آفریده است، وارونه میسازد و استدلال میکند که این انسان بوده که خدا را به شکل خود آفریده است.>>>>>>
کنگره آزادی ایران؛ همگرایی واقعی یا پروژه موازی در بزنگاه تاریخی؟
ارشان اذری
در سیاست، همیشه فاصلهای وجود دارد میان آنچه گفته میشود و آنچه واقعاً رخ میدهد. این فاصله در شرایط عادی شاید قابل چشمپوشی باشد، اما در لحظههای سرنوشتساز تاریخی، همان فاصله میتواند تعیینکننده مسیر یک ملت باشد.
برگزاری «کنگره آزادی ایران» در لندن، با شعارهایی همچون همگرایی، کثرتگرایی و گفتوگوی دموکراتیک، در نگاه اول میتواند نشانهای مثبت تلقی شود. اما وقتی این پروژه در بستر واقعی سیاست ایران و در لحظهای بررسی میشود که کشور درگیر یکی از حساسترین دورههای خود است، تصویر کاملاً متفاوتی آشکار میشود: پروژهای که به جای تمرکز نیروها، خطر پراکندگی بیشتر را به همراه دارد.>>>>>>
| |||
کنگره آزادی ایران یا شوگفتگو (تاک شو) تکراری و هدفمند؟
از «پس گرفتن نوبل» تا حذف صداهای مخالف؛
چرا این نامه را چاپ نکردیم؟
چرا خبرنامه گویا، نامهٔ ۳۲۰ امضایی علیه شیرین عبادی را منتشر نخواهد کرد
در ۲۴ ساعت گذشته نامهای سرگشاده با بیش از ۳۲۰ امضا از سوی شماری از افراد شناختهشده در داخل و خارج از کشور برای انتشار به دست تحریریهٔ «خبرنامهٔ گویا» رسید که در آن از کمیتهٔ نوبل خواسته شده بود «اعتبار معنوی جایزهٔ صلح نوبل از شیرین عبادی پس گرفته شود». همین عنوان بهاندازهٔ کافی پرسشبرانگیز بود؛ نه فقط به این دلیل که چنین درخواستی از نظر حقوقی معنایی ندارد، بلکه چون ادبیات نامه بیشتر به یک بیانیهٔ سیاسی جناحی شباهت داشت تا یک نقد حقوق بشری.>>>>>>
باز سر و کله «توده ای ها» پیدا شد،
شکوه میرزادگی
این
روزها دوباره بازار شعار دادن و انشانویسیهای «چپ - اسلامیست» ها داغ
شده؛ کسانی که انگار کارشان فقط تولید انشاهای احساسی برای درآوردن اشک
آدمهای سادهدل و بیخبر است.
بخش بزرگی از نوشتههای این افراد
پیرامون مظلومیت و بدبختی مردمان میچرخد که «به دست آمریکا و اسرائیل کشته
میشوند». آنها چنان با آب و تاب از «جنایتکاران» مینویسند که انگار طرف
مقابل، بدون هیچ دلیل و مقدمهای، ناگهان به کشوری به نام ایران حمله کرده
که حکومتی محترم و وطندوست داشته و میلیونها انسان در آن غرق در رفاه و
شادی و خوشبختی بودهاند!>>>>>>
چه کسی استعمارگر واقعی است؟ سخنرانی جنجالی یک فعال سیاسی کویتی در سازمان ملل
خبرنامه گویا - جاسم الجرید که به دعوت نهاد UN Watch در شورای حقوق بشر
سازمان ملل سخن میگفت، با اظهاراتی تند، روایت رایج درباره اسرائیل و
خاورمیانه را به چالش کشید و جمهوری اسلامی را «رژیمی نسلکُش در مسیر
دستیابی به سلاح هستهای» خواند.>>>>>>>
ایالات متحده دیگر بهعنوان یک دموکراسی لیبرال محسوب نمیشود
این واقعیت که دونالد ترامپ قدرت بیشتری را از کنگره در ایالات متحده به دست گرفته است، یکی از دلایل کاهش دموکراسی در کشور است. عکس: ایوان ووچی/آسوشیتد پرس. Evan Vucci/AP
ایالات متحده دیگر بهعنوان یک دموکراسی لیبرال محسوب نمیشود. این موضوع در گزارش جدیدی از دانشگاه گوتنبرگ نشان داده شده است. ایالات متحده در گزارش سالانه دموکراسیِ «مؤسسه گوناگونی دموکراسی» که در آن وضعیت دموکراسی کشورهای مختلف تحلیل میشود، وضعیت قابلتوجهی دارد. در فهرست ۱۷۹ کشور، سوئد در صدر قرار دارد، اما ایالات متحده در سال ۲۰۲۵ از رتبه ۲۰ به رتبه ۵۱ سقوط کرده است.>>>>>>>