۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۰, پنجشنبه

lahiji.jpg 

شاهزاده نه اسطوره است و نه مقدس؛ نقد، حق مردم است،  

علی لاهیجی

در دو روز گذشته و پس از انتشار فایل صوتی آقای منوچهر بختیاری، پدر جاویدنام پویا بختیاری، شاهد اظهاراتی از سوی برخی چهره‌های رسانه‌ای بوده‌ایم که همچون گذشته، هرگونه انتقاد از شاهزاده را با اتهام‌زنی یا زیر سؤال بردن منتقدان پاسخ می‌دهند.

در تلویزیون منوتو، خانم قاضی‌مراد و آقای امید خلیلی بخشی از انتقادات آقای منوچهر بختیاری، زندانی سیاسی، را مطرح کردند و با این استدلال که در زندان معمولاً همه‌چیز تحت کنترل است، این شائبه را ایجاد کردند که پیام ایشان با همکاری مسئولان زندان به خارج منتقل شده است.>>>>>>>

چنین طرحی می‌تواند این برداشت را در ذهن مخاطب ایجاد کند که آقای بختیاری احتمالاً با نهادهای امنیتی همکاری داشته است.

این در حالی است که در سال‌های گذشته بارها پیام‌هایی از داخل زندان به بیرون منتقل و در رسانه‌ها منتشر شده است. کسانی که با فضای اجتماعی ایران آشنا هستند می‌دانند که انتقال فایل صوتی از سوی زندانیان، به‌ویژه در بندهای عمومی، امری دور از انتظار نیست. حتی از سلول‌های انفرادی نیز گاه پیام‌هایی به بیرون راه پیدا می‌کند.

اظهارات مطرح‌شده تا جایی پیش رفت که خواهر آقای منوچهر بختیاری در تماس با این برنامه توضیح داد انتقال اطلاعات از زندان پیش‌تر نیز انجام می‌شده و همچنان ادامه دارد؛ چه از طریق خانواده‌ها و چه از طریق هم‌بندی‌هایی که به مرخصی می‌آیند. حتی به‌طور ضمنی به نقش احتمالی برخی مأموران نیز اشاره شد. همان‌طور که ورود اقلام ممنوعه به زندان ممکن است، انتقال پیام نیز می‌تواند انجام شود.

با این اوصاف، این پرسش مطرح است که آیا بهتر نبود به‌جای ایجاد شائبه، تمرکز بر شنیدن و بازتاب انتقادات صورت می‌گرفت؟ در صورت وجود ابهام، می‌توان آن را به‌صورت حرفه‌ای بررسی کرد. با توجه به سابقه این رسانه، انتظار رویکردی مسئولانه‌تر وجود داشت.

همچنین آقای الهیار کنگرلو در برنامه «شصت دقیقه» بی‌بی‌سی فارسی، در واکنش به انتقادات آقای بختیاری، اظهار کردند که درک ایشان از پادشاهی‌خواهی ناقص است. از یک تحلیل‌گر انتظار می‌رود ابتدا پیام زندانی را بشنود و سپس نقدی دقیق و منصفانه ارائه دهد، نه آنکه صرفاً بگوید: درک آقای بختیاری از آرمان‌های پادشاهی‌خواهی و آرمان‌های شاهزاده که در ذهنشان دارند، بسیار علیل است؟!

آقای ایرج مصداقی نیز با لحنی تند، به نبود تخصص سیاسی یا حقوقی آقای بختیاری اشاره کردند. این نگاه این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا حق اظهار نظر سیاسی تنها به افراد دارای سابقه یا تخصص محدود است؟ آیا شهروندان عادی، که هزینه‌های سنگینی نیز پرداخته‌اند و در خیابان خون می‌دهند، نباید حق بیان دیدگاه خود را داشته باشند؟ آیا آنهایی که به عملکرد رهبران دوران گذار انتقاد دارند باید نادان، علیل، بی‌تخصص و بی‌صلاحیت نامیده شوند؟ این پرسش مطرح می‌شود که آیا در برخی موارد، فضای گفت‌وگو برای صداهای منتقد به اندازه کافی باز بوده است یا خیر.

متأسفانه، بی‌صلاحیت نامیدن به قصد خاموش کردن آقای بختیاری فقط توسط افراد اشاره‌شده انجام نشده، بلکه حتی در فضای مجازی نیز حجم قابل توجهی از نقدها و اتهامات علیه آقای بختیاری دیده می‌شود؛ نقدهایی که در برخی موارد رنگ و بوی تخریبی به خود می‌گیرند.

پیش‌تر نیز مواردی از کنار گذاشته شدن برخی چهره‌ها و مواجهه تند با منتقدان مانند آقای امیر طاهری مشاهده شده است؛ روندی که اگر تداوم یابد، می‌تواند به محدود شدن فضای گفت‌وگو در میان مخالفان منجر شود.

ضمناً مسئله اصلی، نحوه انتقال پیام از زندان که تلویزیون منوتو روی آن مانور داد، نیست، بلکه این پرسش اساسی است: چرا یک شهروند ایرانی نباید حق انتقاد داشته باشد؟ چرا نباید از شاهزاده انتقاد شود؟ آیا ایشان فراتر از نقد هستند؟

نقد، لازمه رشد و اصلاح است و هیچ فرد یا جریانی نباید از آن مستثنی باشد. شاهزاده نیز، مانند هر شخصیت سیاسی دیگر، در معرض ارزیابی و نقد عمومی قرار دارد. بهتر آن است که خود ایشان نیز مستقیماً با منتقدان وارد گفت‌وگو شوند. چنین مواجهه‌ای می‌تواند به شفافیت بیشتر و تقویت اعتماد عمومی کمک کند.

نویسنده این سطور، با وجود حمایت‌هایی که از شاهزاده داشته و دارد، بر این باور است که امروز بیان انتقادات و طرح مطالبات، بیش از گذشته ضرورت دارد. شکل‌گیری فضای باز برای نقد، به نفع هر جریان سیاسی خواهد بود.

علی لاهیجی

تحلیلگر سیاسی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر