۱۳۹۴ شهریور ۲, دوشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۳۱, شنبه
بهائیت و اسلام، ریشه ها و تیشه ها

امید کشتکار
هنگامی که در ۹ جولای ۱۸۵۰ میلادی، به فرمان امیر کبیر و با شلیک ۷۵۰ گلوله سید علی محمد شیرازی ملقب به باب تیرباران شد، شاید کمتر کسی فکر میکرد اندیشه و آئین بهائیت که او مبشرش بود و توسط میرزا حسینعلی نوری معروف به بهاءالله در سال ۱۸۶۳ میلادی پایه گذاری شد، تا ۱۵۰ سال بعد ادامه یابد و به جایگاهی برسد که بیش از هفت میلیون پیرو از نژاد های گوناگون در ۲۱۸ کشور جهان داشته باشد. اهمیت این گسترش از آنجاست که پیروان این آئین از بدو تاسیس مورد بدترین حملهها توسط روحانیون و حکومتهای مختلف ایران قرار گرفته اند. تا آنجا که بنا به آمار نهادهای بهائیان از روز اول اظهار امر باب تا پیش از حکومت محمد رضا شاه متجاوز از بیست هزار بابی و بهائی در ایران کشته شدهاند. این در حالی است که پس از انقلاب اسلامی با قدرت گرفتن روحانیون شیعه در ایران، کلیه حقوق اولیه و انسانی پیروان بهائیت نقض شده و با ایشان مانند فرقههای متعارض رفتار شده است. ولی به راستی آئین بهائی چه میگوید که روحانیان شیعه اینگونه با آن مخالفت میکنند؟ برای یافتن پاسخ این سوال ساده ترین راه بررسی ریشه های نزدیکی و دوری این دو دین نسبت به هم است.
۱۳۹۴ مرداد ۲۹, پنجشنبه
۱۳۹۴ مرداد ۱۵, پنجشنبه
بهائیان و سیاست
نوری علا و قاسم بیات
آقای ثابتان و دکتر ثابت و خانم هما سرشار
افسانه عدم دخالت در سیاستآنچه مسلم است دخالت در سیاست جزو ضروریات زندگی جمعی ووظیفه همه افراد جامعه است. ما از دخالت در سیاست دو برداشت مختلف می شناسیم ،یکی تغییر رژیم حاکم به هر وسیله ای (هدف وسیله را توجیه می کند ). ودیگری تغییر ذهن و فرهنگ جامعه از راه اصلاحات فرهنگی وپایه گذاری نهادهای مدنی.آنچه تاریخ به ما آموخته است استفاده روش اول در تاریخ جهان کارنامه درخشانی ندارد. ملت هائی که این راه را انتخاب کرده اند از چاله در آمده به چاه افتاده اند. جامعه بهائی دخالت در سیاست به روایت اول را نه قبول دارد ونه در آن دخالتی کرده ونه در آینده خواهد کرد. چنین دخالتی جز زیان برای بهائیان وغیر بهائیان نتیجه دیگری نداشته و ندارد.
اما باید پرسید که آیا منظور از دخالت در سیاست براندازی حکومت و جایگزین کردن آن با هیئت حاکمه دیگری آن هم با استفاده از اسلحه و زور است ؟، و یا برپائی نهادهای مدنی از راه روشنگری به هدف بهبود وضع جامعه با استفاده از راه های مسالمت آمیز؟ بهائیت با استفاده از روش دوم که ایجاد نهاد های مدنی وکشیدن فرش از زیر پای مستبدین است به جامعه ایران خدمات ذی قیمتی کرده است.
آیا دخالت در سیاست را تنها با عضویت در حزبی ویا جانب داری از این حزب ومخالفت با حزب دیگری می دانیم ؟ آیا شناخت مشکلات جامعه وفعالیت در پیدا کردن راه حل مشکلاتی را که جامعه با آن دست به گریبان است یک اقدام سیاسی نمی دانیم ؟ جوامعی که از راه ایجاد نهاد های مدنی ومسالمت جویانه موفق به تغییر حکومت ها شده اند در رسیدن به هدف موفق بوده اند. کشور هند ،آفریقای جنوبی وسیاهان در آمریکا نمونه های زنده این ادعا هستند.
بنیانگذار آئین بهائی از ابتداء دخالت دین درسیاست را مضر به حال دین وسیاست هردو می دانسته چون دخالت دین در سیاست از طرفی موجب بی اعتباری دین و از طرف دیگر موجب ضررهای جبران ناپذیری به جامعه می شود. قداست دین در یک حکومت سکولار حفظ می شود، اما بر عکس در هر کشوری که دین حکومت کرده موجب بی اعتباری دین شده است. و نیز در هر گوشه ای از جهان که دین در سیاست دخالت کرده کارنامه خوبی از خود به یادگار نگذاشته. دخالت کشیشان مسیحی در جوامع اروپائی و ضررهایی که به جامعه اروپا زده ثبت در تاریخ است. در طول تاریخ ایران هم هرگاه روحانیون در سیاست دخالت کرده اند چیزی جز این نبوده است.
اکنون که همه گروه ها به این نتیجه رسیده اند که دین باید از دولت و سیاست جداباشد از بهائیت بخواهند که در سیاست دخالت کند آیا عاقلانه است؟
باب از همان روز اول اظهار ادعای خود مبنی بر باب امام غایب بودن فرش را از زیر پای روحانیونی که تا آن زمان خود را نایب امام غایب و حکومت را حق خود می دانستند کشید و یکی از دو پایه استبداد را نشانه گرفت. این بزرگترین اقدام سیاسی در جامعه ایران بوده. مخالفت با استبدادی که مشروعیت خود را از آسمان ها و از نیروی ماوراء ماده می گیرد به مراتب مشکل تر از مبارزه با استبداد سیاسی است که مشروعیت خود را از نیروهای زمینی می گیرد. بابیان بهای این مخالفت را با هزاران کشته، مصادره اموال، جدائی زنان از شوهر پرداخته اند. در زمان ناصرالدین شاه هر مخالفتی با استبداد را به بابیان نسبت داده و به شدت سرکوب میکردند. حتی در انقلاب مشروطه محمد علی شاه در نامه ای که به روحانیون نجف نوشت دلیل به توپ بستن مجلس و سرکوب مشروطه خواهان را دخالت بهائیان در سیاست نامیده وبه روحانیون نجف چنین نوشته«انجمن بابیه تشکیل داده و گفتگوی آزادی این طایفه را به میان آوردند دیدم نزدیک است در اساس شرع مقدس نبوی رخنه انداخته اند …»
بهائیان برای تغییرات بنیادی در جامعه راه فرهنگی را برگزیدند، آنچه از تاریخ آموخته ایم راه رسیدن به آزادی، برابری و برادری و همدردی اجتماعی این راه است نه راه مبارزه مسلحانه. ضامن نهادینه شدن تفکر آزادی در جامعه نهادهای مدنی هستند نه افرادی که رهبر جنبشی را به عهده می گیرند و نه ایدئولوژی که نمایندگی می کنند.
اگر بهائیان در سیاست به روایت شما دخالت می کردند چه سرنوشتی داشتند؟ آیا باید بهائیان هزاران نفر بیش از اینکه کشته داده اند کشته می دادند بدون اینکه کوچکترین موفقیتی به دست بیاورند؟ بهائیان را به جرم ناکرده دخالت در سیاست کشته و اموال آن ها را مصادره کرده اند. جوانان بهائی که پس از زلزله آذربایجان برای کمک رفته بودند به بهانه اینکه آنها قصد تبلیغ داشتهاند زندان کرده اند، جوانان بهائی در شیراز که برای سواد آموزی به کودکان بی سواد به دهات رفته بودند دچار همین سرنوشت شدند.
سرنوشت همه گروه ها و احزاب سیاسی، ملی و مذهبی که راه براندازی سیستم را بعد از شهریور ۱۳۲۰ در پیش گرفتند به خوبی می شناسیم. کدام موفقیتی را درکارنامه خود میتوانند ارائه بدهند؟ آیا همه نیروهای سیاسی هم صدا با مرتجع ترین گروه ها نشدند و به خود و به جامعه آسیب های جبران ناپذیری نزدند؟ اگر نیروهائی که بهائیان را به باد انتقاد عدم دخالت در سیاست می گیرند کار مثبتی در کارنامه خود داشتند می توانستند ایراد بگیرند که چرا شما در این عمل خیر به نفع جامعه شرکت نکردید. اما آنهائی که خود و جامعه را دچار فاجعه کردند نباید از بقیه هم بخواهند که چرا با آنها هم کاری نکردند. در این جا قصد این را ندارم که به اشتباهات سایرین بپردازم فقط می خواهم بگویم که اگر بهائیان هم مانند شما عمل می کردند دسته گلی به سر ملت نمی زدند کما اینکه شما هم نزدید.
من معتقد هستم که درست برعکس، بهائیان در سیاست به معنی تغییرات بنیادی فکری و اجتماعی در جامعه ایران بسیار سیاسی عمل کرده اند.
زیرا:
- بابیان و بهائیان ۱۷۰ سال است که طرفدار جدی و خستگی ناپذیر جدائی دین از دولت هستند.این بزرگترین خدمتی بوده که بهائیان می توانسته اند به آزادی و آزادی دگراندیشان در ایران بکنند. باب با اظهار ادعای خود به نایب امام بودن خط بطلان بر ادعای روحانیون که خودرا نایب امام غایب وحکومت را حق خود می دانستند کشید.
- بابیان و سپس بهائیان طرفدار جدی آزادی زنان برای شرکت در فعالیت های اجتماعی، برابری حقوق زن و مرد در برابر قوانین مدنی، حق تحصیل برای دختران و حق رأی و شرکت در انتخابات را خواستار بوده اند.
- بهائیان برخلاف عقاید مرسوم در جامعه خواهان رفت و آمد، دوستی و همکاری با همه مردم ایران بدون در نظر گرفتن دین وآئین وقومیت آنهابوده اند. هیچ فرد و یا گروهی را نجس ننامیدند و تماس با آن ها را ممنوع ندانستند.
- طرفدار جدی آزادی عقیده، دین و مذهب در جامعه ای برای همه مردم ایران هستند.
- بهائیان در زمانی که ایجاد مدارس ممنوع و خلاف شرع بوده برای اعتلای فرهنگ جامعه و سوادآموزی حدود ۵۰ مدرسه دخترانه و پسرانه در سرتاسر ایران افتتاح کردند. چون سواد آموزی را برای جامعه لازم می دانستند. در ایران آن روز هرکس که به مدرسه میرفت چکمه می پوشید ،روزنامه می خواند ،و با غیر مسلمان دوستی می کرد بابی از دین برگشته ومهدور الدم نامیده می شد.
- در زمانی که زن ها هیچ حقی در جامعه نداشتند انجمن های «ترقی نسوان» در همه دهات وشهر های ایران دایر کردند و زنان را به حقوقشان آگاه کردند.
- زمانی که زنان حق شرکت در اجتماعات را نداشتند جلسات مشورتی با شرکت زنان و مردان تشکیل می دادند و راجع به اداره جامعه خودشان با همدیگر مشورت می کردند.
- زمانی که در روزهای بارانی یهودیان، زردشتیان و ارامنه حق بیرون آمدن از خانه های خودرا نداشتند ، در جمع بهائیان یهودیان، زردشتیان و ارامنه و بی دینانی که بهائی شده بودند همه با هم دوستانه و برادرانه معاشرت می کردند.
- زمانی که تنها خزینه حمام ها که معدن کثافت و ترویج انواع بیماری ها بود مجوز شرعی داشت ، بهائیان مبادرت به ساختن حمام های دوش کردند. چه مخالفت هائی که با حمام های دوش نکردند چون در آن ها امکان غسل نبوده.
- یک معلم بهائی در یزد بیش از صد سال قبل اولین شرکت تعاونی را بنیاد نهاد که تا انقلاب ۱۳۵۷ در ایران فعال بود. این شرکت چون متعلق به بهائیان بود مصادره شد .اما جالب است که حتا یک مورد تخلف هم ازآن پیدانکردند
- بهائیان همه گونه ظلمی را تحمل کردند ومقابله به مثل نکردند به امید اینکه جامعه به صلح و دوستی برسد.
- بهائیان تقلید را ممنوع وتحقیق در اموررا برای جامعه لازم می دانستند.
- جامعه ای که از نظر اخلاقی سقوط کرده بود ،صیغه ،عقد موقت وگدائی در آن رواج داشت این گونه اعمال راخلاف کرامت انسان نامید و ممنوع کرد.
- بهائیان در جامعه ای که تقیه وتوریه دروغ گوئی وریا جزء عادات بوده، راست گوئی و پرهیز از تقیه را پیشه خود ساختند . .بهائیان از جان خود گذشتند اما دروغ نگفتند وتقیه نکردند.
بهائیان به دلیل عقاید اصلاح طلبانه در میان مردم به مهم ترین تحول اجتماعی و فرهنگی ایران کمک کردند. آیا همه این اقدامات در جهت اصلاح جامعه ونوعی دخالت در سیاست نبوده ؟
حال آقایان فعال سیاسی در گروه های چپ، ملی و مذهبی چه خدمت ارزنده ای به جامعه ایران کرده اند؟.آیا در برابر سرکوب دگر اندیشان اعتراضی کردند؟ مغازه های یهودیان و ارامنه را در ماه های محرم به بهانه عزاداری غارت کردند. کدام یک از گروه های سیاسی اعتراض کردند؟ به کشتار بهائیان کجا اعتراض کردند؟ احمد کسروی را در دادگاه کشتند کدام گروه اعتراضی کرد ؟ معابد بهائیان را خراب کردند آیا اعتراض شد؟ صد ها بهائی را در سال ۱۳۳۴ از ادارات دولتی یک روزه اخراج کردند گروهی اعتراضی کرد؟ فدائیان اسلام عده ای را ترور کردند کدام گروه اعتراضی کرد؟ بهائیان را از حق تحصیل دانشگاهی از ۳۵ سال قبل محروم کرده اند کدام گروه سیاسی به این حد اقل حقوق انسانی اعتراصی کرد ؟ . تازه چند سالی است آن هم به همت ابتدا یک نفر ودیر تر عده ای دیگر اینجا وآنجا اعتراضاتی به تجاوزاتی که به حقوق شهروندی بهائیان می شود اعتراض کرده اند.
بنیانگذار آئین بهائی ایرانی بوده ودر ایران هزاران بابی و بهائی به خاطر اعتقادات شان کشته شده مدفون هستند. هیچ ایرانی از بهائیان بیشتر به فرهنگ و کشور ایران علاقه مند نیست. بهائیان در خارج از ایران هر ساله جلساتی در بزرگداشت فرهنگ ایران برپا می کنند. تهمت بی علاقه گی به ایران و فرهنگ ایرانی به بهائیان اتهامی است خالی از حقیقت.
نوشته سهراب نیکوصفت – برگرفته از وبسایت اوهام زدایی
مستند نقض حقوق بشر بهائیان سال 93
۱۳۹۴ مرداد ۲, جمعه
من با دین اسلام مشکل دارم
« قرآن میگوید بزنید، بکشید، حبس کنید، زیرا مذهبی که جنگ در آن نیست اصولآ مذهب ناقصی است. پیغمبر شمشیر دارد که جنگ کند، و آنهایی که میگویند اسلام نباید آدم کشی بکند به اسلام توهین می کنند.گمانم که عیسی (علیهالسلام) هم اگر مهلت بیشتری یافته بود شمشیر میکشید و جنگ میکرد و آدم می کشت، شما چرا فقط آیات رحمت را در قرآن میخوانید و آیات قتال را نمی خوانید » ؟ سخنان خمینی در سالروز تولد پیامبر اسلام 30 آذر 1363 جماران
۱۳۹۴ تیر ۵, جمعه
دین ستیزی یا قدرت ستیزی ؟
فیروز نجومی
بسیاراند کسانی که بر آن
باوراند در شرایط موجود بصلاح نیست که وارد نقد دین بشویم و اسلام را مسئول تیره
بختی ها و سیه روزها در داخل و آتش افروزی ها در خارج، بویژه در منطقه بدانیم.
حمله بر دین ماجرا جویی ست. مردم، دین باورند و نقد باور آنها خصومت و خشم بر
انگیز است و بی احترامی و بی اعتنایی به عقاید و ارزشهای مردم.
۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه
آنجا که آزادی نیست
فیروز نجومی
آنجا که آزادی نیست، نه راستی است و نه درستی، نه صداقت است و نه شرافت، هرچه هست، ظاهری ست و تزئینی، ریا است و فریبکاری. آنجا که آزادی نیست بیگانگی انسان با خود و همنوعش باوج خود میرسد. روابط اجتماعی بسی بسیار پیچیده و غامض میشود، بجای آنکه ساده و شفاف گردد. یعنی که اعتماد و اطمینان بین افراد و بین جماعت و نهادی های حاکم برجامعه تضعیف میگردد، بدبینی و سوءظن، همبستگی اجتماعی و درد مشترک را دشوار و متزلزل میسازد. تشریک مساعی بندرت بوقوع میپیوندد و خود پرستی افسارگسیخته بسیار پر رنگ میگردد. تنش و عصبیت جای
آنجا که آزادی نیست، نه راستی است و نه درستی، نه صداقت است و نه شرافت، هرچه هست، ظاهری ست و تزئینی، ریا است و فریبکاری. آنجا که آزادی نیست بیگانگی انسان با خود و همنوعش باوج خود میرسد. روابط اجتماعی بسی بسیار پیچیده و غامض میشود، بجای آنکه ساده و شفاف گردد. یعنی که اعتماد و اطمینان بین افراد و بین جماعت و نهادی های حاکم برجامعه تضعیف میگردد، بدبینی و سوءظن، همبستگی اجتماعی و درد مشترک را دشوار و متزلزل میسازد. تشریک مساعی بندرت بوقوع میپیوندد و خود پرستی افسارگسیخته بسیار پر رنگ میگردد. تنش و عصبیت جای
۱۳۹۴ خرداد ۱۰, یکشنبه
حکومت ولی فقیه ، حکومت اله است
فیروز نجومی
اگر هراس بخود راه ندهیم و تعصب و غیرت از خود دور بداریم، به عیان در خواهیم یافت که نقش دین، باورها و ارزشهای دینی را نمیتوان در تیره روزی و سیه بختی مردم ایران، نادیده گرفت. حکومت اسلامی نیز چیزی نیست مگر محصول باورها و ارزشهای دینی ما. آیا آیت الله خمینی هرگز میتوانست "امام " شود اگر ما ایرانیان ، به اصل و اصول امامت اعتقادی نداشتیم؟
آیا خمینی و پس از او، سید علی خامنه ای، طلبه هایی برخاسته از حوزه های علمیه، میتوانستند به جلوه ی الله درآیند و همچون الله از ما تسلیم و اطاعت و بندگی و عبودیت بخواهند، اگر ما ایرانیان مسیحی و یا بودایی و یا هر چیز دیگری بجز مسلمان بودیم؟ اگر آیت الله ها و حجت الاسلام ها حکومت بر جامعه ایران را حق مسلم خود فرض میکنند، آیا به آن دلیل نیست که ما مسلمانیم.
اگر هراس بخود راه ندهیم و تعصب و غیرت از خود دور بداریم، به عیان در خواهیم یافت که نقش دین، باورها و ارزشهای دینی را نمیتوان در تیره روزی و سیه بختی مردم ایران، نادیده گرفت. حکومت اسلامی نیز چیزی نیست مگر محصول باورها و ارزشهای دینی ما. آیا آیت الله خمینی هرگز میتوانست "امام " شود اگر ما ایرانیان ، به اصل و اصول امامت اعتقادی نداشتیم؟
آیا خمینی و پس از او، سید علی خامنه ای، طلبه هایی برخاسته از حوزه های علمیه، میتوانستند به جلوه ی الله درآیند و همچون الله از ما تسلیم و اطاعت و بندگی و عبودیت بخواهند، اگر ما ایرانیان مسیحی و یا بودایی و یا هر چیز دیگری بجز مسلمان بودیم؟ اگر آیت الله ها و حجت الاسلام ها حکومت بر جامعه ایران را حق مسلم خود فرض میکنند، آیا به آن دلیل نیست که ما مسلمانیم.
۱۳۹۴ خرداد ۶, چهارشنبه
دكتر ملكى : خامنه اى يک ديكتاتورى مطلق فاشيستى ايجاد كرده است
دكتر محمد ملكى فعال مشهور حقوق بشر در اظهار نظرى جديد ضمن اعتراض به ديكتاتورى على خامنه اى و دروغگويي حسن روحانى و محمد جواد ظريف ، از وزير خارجه روحانى پرسيده است: اگر نرگس محمدى ها و احمد زيدآبادى ها زندانى عقيدتى نيستند، پس چيستند؟
به گزارش خبرنگار بزرگترين كمپين حقوق بشرى، دكتر ملكى در گفتگو با راديو فرهنگ، تصريح كرد كه على خامنه اى يك ديكتاتورى مطلق فاشيستى در ايران ايجاد كرده است.
وى تاكيد كرد كه آماده است در هر دادگاه بين المللي عليه جمهورى اسلامى در خصوص اعدامهاى گسترده و نحوه رفتار آنها بازندانيان به ويژه در دهه ٦٠ و ٨٠ ، شهادت بدهد.
۱۳۹۴ خرداد ۵, سهشنبه
نقدی بر حقوق شهروندی آقای روحانی و نامۀ سرگشاده دگرباوران
متعاقب انتشار نامۀ سرگشاده
دگرباوران در باره حقوق شهروندی، دوست گرامی ما
آقای یوسفی اشکوری، بزرگواری
نموده و برای دگرباوران دو مطلب ارسال داشتهاند :
اولی / مربوط است
به مقاله ایشان تحت عنوان « خود فریبی یا دیگر فریبی »
که در هنگام کار زار انتخابی آقای روحانی منتشر شده است. دگرباوران با پوزش
از آقای یوسفی اشکوری تنها بخش مربوط به حقوق شهروندی را که در رابظه با نامه
دگرباوران میشود را از آن مقاله نسبتآ طولانی، استخراج کرده است.
دومی /
نقد دوستانه و اصلاح طلبانه ایشان است، در رابظه با نامه سرگشاده دگرباوران در
مورد حقوق شهروندی.
با سپاس از بزرگواری آقای یوسفی
اشکوری که از نادر کسانی هستند که بخوبی پی بردهاند که هدف نهایی ما دگرباوران چیزی
نیست چز رشد و احترام به « اصل دگرباوری
» زیرا همانطور که خود ایشان پیش از این فرموده اند، این اصل را باید زیر بنای
« دموکراسی » دانست .
دگرباوران
۱۳۹۴ خرداد ۴, دوشنبه
رهبر نیابتی!
یک: عده ای می نشینند و واژه های نو می پردازند و با صبوری و وسواس آن واژه ها را روانه ی بازار ذهن مخاطبان می کنند. از آن سوی اما جماعتی نیز واژه های ساخته و پرداخته شده ی دیگران را “مصرف” می کنند. واژه پردازی، بسانِ خلقِ یک طعم تازه است، و مصرفش مثل خوردن های هر روزه. جناب رهبر ما مثل خیلی از ماها، مصرف کننده ی واژه های خلق شده است. گه بگاه او را می بینیم که از اینجور الفاظ ِ تازه پا گرفته مصرف می کند. و نه که اینجور الفاظ با شاکله ی فکریِ وی و با طعم گفتار هماره اش بیگانه اند، خیلی زود لو می روند. یعنی ما می توانیم دست این الفاظ بیگانه را بگیریم و به دلمشغولی های همیشگیِ رهبر سر بزنیم و از درون بی قرار و دشمن خواهِ وی خبر بگیریم.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۶, شنبه
انقلاب اسلامی و گریز از آزادی
فیروز نجومی
محرومیت از آزادی برای ما ایرانیان به یک بیماری علاج ناپذیر تبدیل شده است.
دردی شده است که درمانی تاکنون برای آن نیافته ایم. از کمبود آن رنج بسیار میکشیم، اما، زندگی را به پیش میبریم. بیماری محرومیت از آزادی، مثل سرطان کشنده نیست. از درون منفجر نمیشود که زندگی را متلاشی و نابود سازد. از آن نوع بیماری ها ست که با آن خو میگیریم. نا آزادی به امری عادی تبدیل میشود.
درد ش را احساس نمیکنیم. هر از گاهی وقتی شرایط را مناسب حال مییابیم، بر میخیزیم. به غرش و خروش میپردازیم. مشت ها را گره میکنیم و دهان به اعتراض میگشاییم. مشت محکم تری بر سرمان فرود میآید. اسیر شده و به زندان کشانده میشویم. تحقیر و توهین، بازجویی و باز پرسی، شلاق و شکنجه ادامه می یابد تا بشکنیم و توبه نامه امضا نمائیم.
محرومیت از آزادی برای ما ایرانیان به یک بیماری علاج ناپذیر تبدیل شده است.
دردی شده است که درمانی تاکنون برای آن نیافته ایم. از کمبود آن رنج بسیار میکشیم، اما، زندگی را به پیش میبریم. بیماری محرومیت از آزادی، مثل سرطان کشنده نیست. از درون منفجر نمیشود که زندگی را متلاشی و نابود سازد. از آن نوع بیماری ها ست که با آن خو میگیریم. نا آزادی به امری عادی تبدیل میشود.
درد ش را احساس نمیکنیم. هر از گاهی وقتی شرایط را مناسب حال مییابیم، بر میخیزیم. به غرش و خروش میپردازیم. مشت ها را گره میکنیم و دهان به اعتراض میگشاییم. مشت محکم تری بر سرمان فرود میآید. اسیر شده و به زندان کشانده میشویم. تحقیر و توهین، بازجویی و باز پرسی، شلاق و شکنجه ادامه می یابد تا بشکنیم و توبه نامه امضا نمائیم.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۲۱, دوشنبه
خودتان در باره درستی و نادرستی این دو مطلب قضاوت کنید
قطع آب ۴ مدرسه به دلیل بدهی
مدیر کل آموزش و پرورش شهر تهران با اعلام خبر قطع آب چهار مدرسه در پیکانشهر به دلیل بدهی، گفت: متاسفانه قطع آب به روی دانش آموزان، رفتاری غیراخلاقی و خلاف قانون است.به گزارش ایسنا، اسفندیار چهاربند در بازدید از ایسنا اظهار کرد: از روز گذشته، آب چهار مدرسه در این منطقه به علت بدهی قطع شده است.
وی افزود: این اقدام، خلاف قانون است و امروز دستور دادیم تا پیگیریهای قانونی به عمل آمده و از رییس هیات مدیره شهرک پیکانشهر ، طرح شکایت شود.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه
ژيلا بنی يعقوب و بهمن احمدی امويی، جايزه آزادی بيان اوکسفام ۲۰۱۵ را دريافت کردند
کمپین بین المللی حقوق
بشر در ایران ـ ژيلا بنی يعقوب و بهمن احمدی امويی به دليل دفاع از آزادی بيان و
قلم جايزه اوکسفام را دريافت کردند.
۲۶ دی ماه سازمان غيردولتی
اکسفام اعلام کرد که جايزه سالانه خود را به دو روزنامه نگار ايرانی، ژيلا بنی
يعقوب و بهمن احمدی امويی، به دليل دفاع از آزادی بيان و قلم اعطاء کرد. اين جايزه
در غياب اين دو روزنامه نگار در شهر لاهه هلند به اين دو روزنامه نگار تعلق گرفت.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۵, سهشنبه
اصل دگرباوری در عمل
عبدالحمید وحیدی
در ذیل برای نمونه، چهره های دو شخصیت سیاسی شناخته شده
( فارق از ارزشگزاری ) نسبت به آنها را، به تصویر کشیده ام. اولی آقای رضا پهلوی و
دیگری آقای محمد خاتمی. بنده نه سلطنت طلب و نه اصلاح طلب هستم، بلکه به رسمی که
امروز معمول و مقبول همگان شده است، میگویم : به هیچ گروه و مسلک ، مرامی
جز « منشور جهانی حقوق بشر » که خوشبختانه متعلق به هیچ مسلک و مرامی نمی
باشد، وابسته نیستم. و اعلام کردهام : که « دیانت اسلام را در تمامیت آن نفی می کنم. هر
چند که این به آن معنی نیست که به یک باورمند به اسلام حق ندهم که نسبت به باور من
« دگرباور » باشد. زیرا هرگز ادعا نکرده و نمیکنم که « حقیقت » در دست من و هم باوران من است.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۴, دوشنبه
محمد خاتمی: فساد زمانی کنترل می شود که احزاب و مطبوعات آزاد باشند
محمد خاتمی در جمع دانشجویان و اصلاح طلبان قم حضور یافت و طی سخنانی گفت:
اصلاحات یک حزب و یک تشکل نیست، بلکه یک جریان تاریخی است و متناسب با شان ملت ایران در مسیر کمال سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بیش از یک قرن است که جریان دارد. این اصلاحات همیشه بوده و خواهد بود؛ البته همیشه تلاش های اصلاح گرایانه همراه با کامیابی نبوده است.
ضدیت با استبداد و حکومت های خودکامه، ضدیت با وابستگی به قدرت های بیگانه و ضدیت با عقب ماندگی سه عامل پدیدآورنده اصلاحات بوده.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۲, شنبه
روحانیت: از حوزه تا حکومت
فیروز نجومی
بیایید به این حقیقت باور بورزیم که تا آن زمانی که حوزه های علمیه، نهادهای تولید کننده ی قشری در جامعه که "روحانیت " خوانده میشود، پا برجا و بر سراسر جامعه سلطه افکنده اند، نه میتوان جدایی دین از قدرت را انتظار داشت، نه آزادی و دمکراسی را و نه میتوان به رهایی وجدان از دغدغه های دین و شریعت امیدوار بود و به بروز انسانخواهی.
اگر نهاد کهنسالی همچون، نهاد شاهنشاهی منقرض شدنی ست، چرا به فرو پاشی حوزه های علمیه نیاندیشیم، حوزه هایی که در طول تاریخ، فرهنگ، اخلاقیات و راه و روش زندگی ای را تبلیغ و ترویج نموده اند که اساسا در خصومت و ستیز بوده است با آزادی و عقل و خرد انسانی، با خود آئینی و خود فرمانفرمایی. مگر آنکه در ماندن و پس رفتن راضی و خشنود باشیم و به تحولاتی تن در دهیم کمتر از تاریخ ساز، یا مگر آنکه امید نبندیم به جایگاهی برجسته برای ملت خود در کنار ملت های بزرگ جهان.
بیایید به این حقیقت باور بورزیم که تا آن زمانی که حوزه های علمیه، نهادهای تولید کننده ی قشری در جامعه که "روحانیت " خوانده میشود، پا برجا و بر سراسر جامعه سلطه افکنده اند، نه میتوان جدایی دین از قدرت را انتظار داشت، نه آزادی و دمکراسی را و نه میتوان به رهایی وجدان از دغدغه های دین و شریعت امیدوار بود و به بروز انسانخواهی.
اگر نهاد کهنسالی همچون، نهاد شاهنشاهی منقرض شدنی ست، چرا به فرو پاشی حوزه های علمیه نیاندیشیم، حوزه هایی که در طول تاریخ، فرهنگ، اخلاقیات و راه و روش زندگی ای را تبلیغ و ترویج نموده اند که اساسا در خصومت و ستیز بوده است با آزادی و عقل و خرد انسانی، با خود آئینی و خود فرمانفرمایی. مگر آنکه در ماندن و پس رفتن راضی و خشنود باشیم و به تحولاتی تن در دهیم کمتر از تاریخ ساز، یا مگر آنکه امید نبندیم به جایگاهی برجسته برای ملت خود در کنار ملت های بزرگ جهان.
۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۱, جمعه
بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد به مناسبت اول مه؛ انتقاد از نقض حقوق بنیادین کارگران
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در بیانیه ای به مناسبت روز جهانی کارگر، از سرکوب و کارشکنی و به رسمیت نشناختن حقوق سندیکاهای کارگری توسط مسئولان انتقاد کرد و خواستار تشکیل سندیکاهای کارگری و رعایت حقوق بنیادین کار به ویژه مقاوله نامه های ۸۷ و ۹۸ سازمان بین الملی کار شد.
به گزارش کلمه، این سندیکا که ابراهیم مددی رئیس و داود رضوی عضو هیات مدیره آن توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند، در بیانیه خود همچنین خواستار تبدیل تعطیلی روز جهانی کارگر به تعطیلی عمومی سراسری در تقویم سالیانه کشوری و نیز فراهم سازی شرایط برگزاری مستقل گردهمایی، راه پیمایی، اعتراضات و اعتصابات و جشن های عمومی کارگران شده است.
به گزارش کلمه، این سندیکا که ابراهیم مددی رئیس و داود رضوی عضو هیات مدیره آن توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند، در بیانیه خود همچنین خواستار تبدیل تعطیلی روز جهانی کارگر به تعطیلی عمومی سراسری در تقویم سالیانه کشوری و نیز فراهم سازی شرایط برگزاری مستقل گردهمایی، راه پیمایی، اعتراضات و اعتصابات و جشن های عمومی کارگران شده است.
ظریف: هیچ کسی را در ایران به خاطر عقیدهاش زندانی نمیکنیم
محمدجواد ظريف، وزير امور خارجه ايران، میگويد که «ما در ايران هیچ کسی را به خاطر عقيدهاش زندانی نمیکنيم».
آقای ظريف همچنين گفته است: «افرادی که جرايمی مرتکب میشوند يا قوانين کشور را نقض میکنند، نمیتوانند پشت اينکه روزنامهنگار يا فعال سياسی هستند، پنهان شوند».
وزير امور خارجه ايران در مصاحبه با چارلی رز، مجری تلويزيون پیبیاس آمريکا، که چهارشنبه نهم ارديبشت پخش شد، تاکيد کرده است: «مردم بايد قوانين را رعايت کنند».
آیا سخن شما بدان معنی نیست که دین از سیاست جدا است؟
به گزارش ایلنا، ۱۲۱ نفر از نمایندگان طی نامهای به رئیس جمهور نسبت به اظهارات روحانی در بیستمین همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی پاسخ دادند.
بخشی از نامه نمایندگان خطاب به روحانی بدین شرح است:
جنابعالی در بیستمین همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی طی بیان خدمات دولت خطاب به مسئولان نیروی انتظامی اعلان نمودید پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، هیچ پلیسی نمیتواند بگوید که چون این را خداوند گفته یا روایتی که پیغمبر فرموده٬ خود را مسئول اجرای اسلام بداند بیخود خود را به مخمصه نیندازید و مردم را گرفتار نکنید٬ وظیفه پلیس اجرای قانون است.
بخشی از نامه نمایندگان خطاب به روحانی بدین شرح است:
جنابعالی در بیستمین همایش سراسری فرماندهان نیروی انتظامی طی بیان خدمات دولت خطاب به مسئولان نیروی انتظامی اعلان نمودید پلیس موظف به اجرای اسلام نیست، هیچ پلیسی نمیتواند بگوید که چون این را خداوند گفته یا روایتی که پیغمبر فرموده٬ خود را مسئول اجرای اسلام بداند بیخود خود را به مخمصه نیندازید و مردم را گرفتار نکنید٬ وظیفه پلیس اجرای قانون است.
اشتراک در:
پستها (Atom)











.jpg)




.jpg)


