۱۳۹۵ فروردین ۶, جمعه

آقای سردار, اگر انقلابی هستید ، دست نظامیان را از اقتصاد کوتاه کنید




کلمه – سید حامد آرین:

محسن رضایی که پیشتر می خواست سیستم و ساختار دولت در کشور را تغییر دهد و آن را بازمانده زمان رضاشاه می دانست، این بار از مسئولان خواسته است تا عرصه اقتصاد را به دست نیروهای انقلابی بسپارند!
کاندیدای ناکام سه دوره انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی در اظهارات عجیبی همه دولت های پس از انقلاب اسلامی (به جز زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای) را مورد حمله قرار داده و گفته است:
دولت‌های هاشمی و خاتمی و احمدی‌نژاد قول داده بودند که بیکاری و گرانی را حل کنند، زحمات زیادی هم کشیدند ولی 

نتوانستند و بیکاران از یک‌میلیون نفر به پنج میلیون نفر رسیده‌اند. آقای روحانی نیز ۳ سال است که می‌خواهد بیکاری را حل 

کند و تلاشهای زیادی هم کرده ولی هنوز این مهم محقق نشده است.

این سخنان همزمان با موج جدید تخریب دولت که از سوی رهبری و نیروهای تحت امر ایشان آغاز شده است، در صفحه شخصی محسن رضایی منتشر شد.
رضایی که خود بارها می خواسته مدیریت اجرایی کشور را عهده دار شود این بار اما از دولت‌ها خواسته است تا اجازه دهند انقلاب اسلامی، وارد اقتصاد ملی شود. وی می‌گوید: اگر هم خودشان -دولت‌ها- نمی‌توانند، باید اجازه بدهند نیروهای انقلاب همان‌طور که شاه را بیرون کردند و صدام حسین را از خاک کشور فراری دادند، فقر، بیکاری و تبعیض را از این کشور بیرون کنند!
فرمانده اسبق سپاه وقتی در تبلیغات انتخاباتی ریاست جمهوری یازدهم حاضر شد، سخنی گفت که تعجب خیلی ها را برانگیخت. وی در سخنانی برخلاف نص صریح قانون مدعی شد که ساختار دولت را عوض می کنم، چرا که دولت فعلی یک دولت پادگانی است که رضاشاه در ایران درست کرده و تمام اختیارات را به اینجا آورده است! اما این بار گویی فراتر رفته و می خواهد اقتصاد را از دست دولت گرفته و به نیروهای انقلاب بسپارد همان ها که سابقه عملکردشان کشور را به پرتگاه سقوط و جنگ کشانده بود.
وی که به تازگی باز به کسوت سپاهی بازگشته، توضیح نداده است که چگونه پس از سی و هفت سال از انقلاب اسلامی وی اینک به فکر اقدام انقلابی برای حل مشکلات اقتصادی کشور افتاده است و آن زمان که دولت نهم و دهم به همراه برادران قاچاقچی با فساد سازماندهی شده، سومدیریت و اختلاس های کلان منابع اقتصادی کشور را به تاراج می بردند ایشان چرا افکار انقلابی شان بروز و ظهور نکرده بود. ای کاش مثل چند سال پیش هنوز هم اعتقادی به مردمی کردن اقتصاد و قطع کردن دست نیروهای نظامی از عرصه اقتصاد داشته باشید. اگر شما به جای نسخه پیچی برای اقتصاد کشور در کسوت پاسداری همین یک زحمت را تقبل کنید و به عنوان یک فرد انقلابی، دست برادران قاچاقچی را از اقتصاد کشور کوتاه کنید، ملت ایران همواره قدردان زحمات شما خواهد بود.
البته محسن رضایی همان کسی است که در سال ۸۸ به رغم وعده ای که برای دفاع از ناموس خود داده بود، در اعتراضات مردمی به نتایج انتخابات مهندسی شده شرکت نداشت و اظهار کرده بود: من در سال ۸۸ نیز به کف خیابان نرفتم چون به قانون اعتقاد دارم! از نظر ایشان دفاع از “رای مردم” که بنیانگذار جمهوری اسلامی “میزان” خوانده بود و ثمره خون شهیدان از مشروطه تا هشت سال دفاع مقدس بود، ارزش و آرمان انقلاب نبود که بخواهد انقلابی عمل کند. اما در این زمان که دولت یازدهم با همت مضاعفی تلاش در قانونمند کردن سرمایه گذاری ها، یک رقمی کردن نرخ تورم و به گردش درآوردن چرخ های اقتصاد کشور دارد تصمیم دارد “انقلابی” عمل کند که نکند از قافله مخالفان دولت جا بماند.
محسن رضایی طی سالهای پس از انقلاب اسلامی همواره در مناصب سیاسی، نظامی و تصمیم گیری نظام نقش داشته است، اما گویی این دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هیچ گاه نمی خواهد مسئولیت هیچ یک از نقش های خود را عهده دار شود و همواره در پی ایفای نقشی است که “قانون” برعهده وی نگذاشته است.
وقتی حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ اوج گرفت، محسن رضایی به جای دفاع از رای مردم به جرگه “بابصیرت ها” پیوست و با دفاع از حضور خود در تظاهرات نه دی مدعی شد: من اگر آن سال اختیاری داشتم یا پوزیشن بیشتری می‌داشتم، مثلاً رئیس مجلس بودم، مسئله را حل می‌کردم. کاملاً برایم روشن بود که قابل حل بود! وی اما در آن زمان هم نگفت چرا در پوزیشنی که داشت به عنوان کاندیدایی که کمتر از دو درصد آرا را به خود اختصاص داده بود و در مقام دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدامی درخور انجام نداد.
محسن رضایی هرچند مهندسی را رها کرده و دکترای اقتصاد خود را گرفته است، اما عجیب است که نتوانسته تفاوت های ایجاد شده در عرصه اقتصادی دولت یازدهم را به رغم همه کارشکنی ها ببیند. اقتصادی که به رغم همه مشکلات و خسران هایی که از دولت احمدی نژاد به جا مانده است، توانست قیمت ارز را نسبتا ثابت نگه دارد اما نقدینگی کشور را افزایش دهد. اقتصادی که با وجود کاهش شدید قیمت نفت قادر بوده که قدرت خرید و معیشت طبقه آسیب پذیر جامعه را افزایش دهد. دولتی که توانست با دور کردن شبح جنگ امید را به جای بیم در دل جوانان جای دهد و زمینه های سرمایه گذاری شرکت های بزرگ بین المللی در کشور را به منظور ایجاد اشتغال بیشتر فراهم کند.
آقا محسن! انصاف هم چیز خوبی است. نه داستان جنگ را درست برایمان بازگو کردی نه داستان انقلاب و انقلابی گری را. حالا بهتر نیست که اقتصاد را به اهلش واگذارید مثل همان عرصه سیاست خارجی و به جای اقدام انقلابی در عرصه اقتصاد که از ابتدا هم جز شعایر و ارزش های انقلاب نبود به آرمان های انقلاب اسلامی که همانا “استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی” بوده و هست پایبند باشید و برای تحقق آن همراه با مردم بکوشید.



‌ ‌


ننگ و نکبت بر آن ایرانی که خود را مسلمان بنامد !



آیا جایگاه چنین « گلی » در زندان اوین است ؟

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر