سابقه سیاسی بهتنهایی نشانه شعور سیاسی نیست!
امیر جاوید
یکی از تناقضهای عجیب سیاست امروز ایران این است که بسیاری از مردم عادی، در شناخت مشکلات کشور و پیامدهای تصمیمات حکومت، از شماری از کسانی که پنجاه سال عنوان فعال سیاسی، روشنفکر و تحلیلگر را یدک میکشند، پیشی گرفتهاند. مردمی که تجربه زندگی روزمره به آنان درس سیاست داده، در حالی که برخی مدعیان روشنفکری همچنان در چارچوب تفکرات و اختلافات نیمقرن گذشته گرفتار ماندهاند.>>>>>>>
در چهلوهفت سال حکومت جمهوری اسلامی، فشارهای اقتصادی، محرومیتهای اجتماعی، فساد، تبعیض و دخالت حکومت در زندگی خصوصی چنان بر جامعه سنگینی کرده که حتی کسانی که روزگاری کمترین علاقهای به سیاست نداشتند، ناخواسته به تحلیلگران وضعیت کشور و زندگی خود تبدیل شدهاند.امروز چوپانی در روستایی دورافتاده، کارگری در کارخانه، کشاورزی در زمینهای خشک یا پیرمردی که حتی فرصت سوادآموزی نداشته است، ممکن است شناختی عمیق از پیامدهای سیاستهای حکومتی داشته باشد. این انسانها شاید نام نظریهپردازان سیاسی را ندانند، اما بهخوبی میتوانند تفاوت وعدههای حکومت را با واقعیت زندگی خود تشخیص دهند.
جمهوری اسلامی با عملکرد چهلوهفتساله خود، حتی کسانی را که هیچ علاقهای به سیاست نداشتند، وادار کرده است هر روز درباره تصمیمات حکومت و تأثیر آن بر سرنوشتشان فکر کنند.
برای این مردم، تورم یک نمودار اقتصادی نیست، بیکاری موضوع یک مقاله دانشگاهی نیست و آزادی شعاری برای سخنرانی نیست. این مسائل مستقیماً با نان سفره، آینده فرزندان و امنیت زندگی آنان ارتباط دارد. آنان سیاست را از راه تجربه آموختهاند، نه از پشت میزهای کنفرانس.
اما در سوی دیگر، برخی چهرههای سیاسی را میبینیم که سالهاست در آلمان، فرانسه یا آمریکا زندگی میکنند و همچنان با همان ادبیات قدیمی برای جامعه ایران نسخه مینویسند. هر روز مقالهای منتشر میکنند، مصاحبهای انجام میدهند یا با یکی از رقیبان سیاسی خود وارد جدال میشوند؛ بیآنکه روشن باشد برداشت آنان تا چه اندازه با تحولات واقعی جامعه ایران هماهنگ است.
البته زندگی در خارج از کشور به معنای بیاطلاعی از ایران نیست. بسیاری از ایرانیان مهاجر ارتباط عمیقی با جامعه دارند. انتقاد متوجه کسانی است که به جای شناخت تحولات کشور، همچنان برداشتهای شخصی و اختلافات تاریخی خود را مبنای قضاوت درباره میلیونها ایرانی قرار میدهند.
آقای تحلیلگر سیاسی! جامعه ایران موظف نیست مطابق نظریههای پنجاه سال پیش شما رفتار کند. این شما هستید که باید تحلیل خود را با واقعیتهای امروز بسنجید.
در این میان، عملکرد بخشی از فعالان و روشنفکران انقلاب سال ۱۳۵۷ شایسته بررسی جدیتری است. گروههایی از چپگرایان و نیروهای انقلابی آن دوران، با اطمینان از آیندهای آرمانی سخن میگفتند، اما خطر تمرکز قدرت در دست روحانیت سیاسی را دستکم گرفتند. برخی تصور میکردند با پایان حکومت پادشاهی، راه تحقق آزادی و عدالت هموار خواهد شد؛ تصوری که با تحولات پس از انقلاب سازگار از آب درنیامد.
اشتباه سیاسی ممکن است برای هر نسلی اتفاق بیفتد، اما مسئله زمانی جدی میشود که فرد پس از گذشت چند دهه، همچنان از بررسی نقش خود در آن اشتباه خودداری کند. البته نمیتوان همه شرکتکنندگان انقلاب را یکسان دانست؛ بسیاری از آنان بعدها خود قربانی سرکوب شدند یا در باورهایشان تجدیدنظر کردند.
پرسش اصلی متوجه کسانی است که هنوز با همان قطعیت دوران انقلاب سخن میگویند و حاضر نیستند توضیح دهند از آن تجربه تاریخی چه آموختهاند.
چگونه میتوان نیمقرن در سیاست حضور داشت، اما همچنان از بازنگری در مهمترین تصمیمات سیاسی گذشته خود گریخت؟
مسئله تنها گذشته نیست. امروز نیز برخی از همین چهرهها، به جای بررسی مطالبات نسل جدید، تحولات جامعه را از دریچه رقابتهای ایدئولوژیک قدیمی میبینند. جوان ایرانی که اکنون درباره آزادی، آینده اقتصادی و شیوه اداره کشور پرسش دارد، قرار نیست وارث دشمنیهای سیاسی سال ۵۷ باشد.
حتی هنگامی که بخشی از ایرانیان از شاهزاده رضا پهلوی حمایت میکنند، بعضی منتقدان به جای بررسی دلایل این حمایت، به تحقیر یا ناآگاه خواندن حامیان ایشان روی میآورند. در حالی که اختلاف درباره پادشاهی مشروطه یا جمهوری باید با استدلال و احترام به حق انتخاب شهروندان همراه باشد، نه با انکار فهم سیاسی آنان.
نکته تأسفبارتر آن است که برخی فعالان سیاسی، انرژی بیشتری صرف رقابتهای شخصی و پاسخ دادن به یکدیگر میکنند تا ارائه برنامهای روشن درباره مسائل اساسی کشور. گاهی چنان بر سر عنوانهای تشکیلاتی و اختلافات قدیمی مجادله میکنند که گویی مشکلات روزمره مردم موضوعی فرعی است.
از این افراد باید پرسید: نتیجه عملی فعالیتهای شما چیست؟ چه راهحلی ارائه میکنید؟ اگر با یک پیشنهاد مخالف هستید، جایگزین آن کدام است؟ و مهمتر از همه، آیا حاضر هستید اشتباهات سیاسی خود را با همان جدیتی بررسی کنید که اشتباهات دیگران را نقد میکنید؟
سیاستورزی مسئولانه فقط توانایی سخن گفتن نیست؛ توانایی شنیدن، شناخت شرایط واقعی، اصلاح دیدگاه و پاسخگویی در برابر پیامدهای پیشنهادها نیز هست.
یک کارگر ایرانی شاید نتواند مقالهای طولانی درباره ساختار قدرت بنویسد، اما تجربه او از رابطه میان حکومت و زندگی روزمره، دانشی ارزشمند است که هیچ تحلیلگر دور از واقعیت جامعه حق ندارد آن را نادیده بگیرد.
سخن پایانی من با آن دسته از مدعیان سیاست است که هنوز سابقه طولانی خود را نشانه برتری فکری میدانند: اگر پس از چهلوهفت سال، جامعه ایران تغییر کرده اما شما همچنان با همان مفاهیم و محاسبات گذشته درباره آن قضاوت میکنید، زمان آن رسیده است که پیش از نوشتن مقالهای دیگر، در شیوه تحلیل خود تجدیدنظر کنید.
پنجاه سال حضور در سیاست ممکن است کارنامهای طولانی بسازد، اما بهتنهایی اعتبار فکری ایجاد نمیکند. اعتبار یک تحلیلگر را باید در دقت شناخت، قدرت استدلال، پذیرش خطا و میزان ارتباط دیدگاههای او با واقعیت سنجید.
سابقه سیاسی زمانی ارزشمند است که به آگاهی بیشتر منجر شده باشد، نه اینکه تنها به تعداد سالهایی اضافه کند که انسان بر عقاید گذشته خود اصرار ورزیده است.
امیر جاوید ـ فعال سیاسی از ترکیه
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر