۱۴۰۵ مرداد ۵, دوشنبه

ali.jpg  

روایت علی درویش، افسر پلیس همجنس‌گرا از حمله مرگبار برلین

یورونیوز - حمله مرگبار شامگاه شنبه در نزدیکی جشن «افتخار» برلین، برای بسیاری از ساکنان این شهر تنها یک اقدام خشونت‌آمیز نبود، بلکه حمله‌ای به ارزش‌هایی تلقی شد که برلین خود را با آن‌ها تعریف می‌کند: تنوع، مدارا و آزادی.

علی درویش، ۳۴ ساله، افسر پلیس و فعال مسلمان همجنس‌گرا، این حادثه را ضربه‌ای عمیق به هویت خود توصیف کرد و گفت: «مسلمان به دنیا آمده‌ام، به‌عنوان یک مرد همجنس‌گرا زندگی می‌کنم و افسر پلیس هستم. این حمله تروریستی بخش‌های زیادی از هویت مرا هدف قرار داده است.»>>>>>>>>>

مقام‌های آلمان اعلام کرده‌اند حمله شامگاه شنبه، که با زیر گرفتن عابران با یک ون و سپس حمله با سلاح سرد در نزدیکی محل برگزاری جشن افتخار انجام شد، یک اقدام تروریستی با انگیزه افراط‌گرایی اسلامی بوده است. در این حمله یک نفر جان باخت و شمار زیادی زخمی شدند. به گفته پلیس، مظنون ۲۱ ساله آلمانی با ریشه لبنانی، عصر یکشنبه پس از حمله با یک شیء تیز به سمت ماموران، هدف تیراندازی پلیس قرار گرفت و کشته شد.

درویش گفت تنها چند ساعت پیش از حمله، همراه هزاران نفر دیگر در راهپیمایی پراید شرکت کرده و پلاکاردی در دست داشته که روی آن نوشته بود: «چرا بعضی‌ها از عشق می‌ترسند اما از نفرت نه؟» او پس از اطلاع از حمله، برنامه خود را لغو کرد و گفت صبح روز بعد تازه عمق فاجعه را درک کرده است.ز

او افزود: «از خودم پرسیدم آیا ما به‌عنوان افراد همجنس‌گرا از این پس باید با ترس بیشتری زندگی کنیم و آیا جامعه مسلمانان اکنون با موج بیشتری از نژادپرستی روبه‌رو خواهد شد.» درویش که متولد برلین و دارای ریشه‌های لبنانی و فلسطینی است، نسبت به تشدید شکاف‌های اجتماعی ابراز نگرانی کرد، اما تاکید داشت که نمی‌خواهد نفرت پیروز شود و امیدوار است مردم برلین با همبستگی از این بحران عبور کنند.

یادداشت تحریریه خبرنامه گویا:
این گزارش به درستی بر رنج قربانیان و محکومیت خشونت تمرکز دارد، اما از پرداختن به یکی از مهم‌ترین مناقشات فکری و سیاسی سال‌های اخیر نیز عبور می‌کند. در بسیاری از کشورهای غربی، جریان‌های چپ و فعالان ال‌جی‌بی‌تی در برخی موضوعات با گروه‌ها و جنبش‌های اسلام‌گرا یا حامی آن‌ها همسو شده‌اند؛ در حالی که همان جریان‌های اسلام‌گرا در بسیاری از کشورها و بر اساس بسیاری از قرائت‌های رایج خود، حقوق و حتی موجودیت افراد همجنس‌گرا را به رسمیت نمی‌شناسند. این تناقض، صرف‌نظر از قضاوت موافقان یا مخالفان، موضوعی واقعی و قابل مشاهده در فضای سیاسی امروز است.

جامعه‌ای که مدعی آزادی اندیشه است، نباید از طرح چنین تناقض‌هایی هراس داشته باشد. پیشرفت در گرو آن است که مسائل حساس، حتی اگر از نظر سیاسی ناخوشایند باشند، بتوانند آزادانه و بر پایه شواهد مورد بحث قرار گیرند. نادیده گرفتن یا تابو کردن این پرسش‌ها، نه اختلاف‌ها را از بین می‌برد و نه به یافتن راه‌حل کمک می‌کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر