
تشکر از علی خامنه ای
فرزانه روستایی
اگر علی خامنه ای را از معادلات سه دهه اخیر ایران حذف کنید شما با
ایران و خاورمیانه متفاوتی مواجه خواهید شد.او به معنای واقعی منشأء یک
فاجعه تاریخی جبران ناپذیر برای کشور بود و به همین دلیل، مرگ او به هر
دلیل و با هر شیوه و به دست هر کسی یک آرزوی ملی ایرانی بود.
از
منظر سیاسی، افزایش تمرکز قدرت در نهادهای تحت رهبری او و کاهش استقلال
سایر نهادهای حکومتی ریشه اصلی بحران است. اساسا محدود شدن رقابت سیاسی، رد
صلاحیت گسترده نامزدها و کاهش نقش نهادهای انتخابی موجب کاهش مشارکت سیاسی
و تضعیف اعتماد عمومی شد که عملا پس از سه دهه مشروعیت رژیم را نابود کرد.>>>>>>>
در حوزه حقوق بشر، سازمانهای بینالمللی بارها نسبت به محدودیت آزادی بیان، اعدام ها، بازداشت فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا و فعالان مدنی، و نیز محدودیت اینترنت و سرکوب خونین اعتراضات هشدار دادهاند. رویدادهایی مانند اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱،و قتل عام مردم در سال۱۴۰۴ همگی نماد خشن ترین سرکوب های مدل جمهوری اسلامی است.
سیاستهایی مثل قیمتگذاری دستوری ارز، یارانههای گسترده انرژی، و مدیریت نقدینگی که منجر به تورم مزمن شد و ناکارآمدی نهادهای موازی اقتصادی مانند بنیادهای سپاه و بیت رقابت سالم را در ایران از بین برد و همه روابط اقتصادی تبدیل به رانت شد.
پروژه های هستهای و غنی سازی که به تحریمهای بین المللی فلجکننده
انجامید در عمل هیچگاه موجب بازدارندگی نشد. بسیاری از کارشناسان معتقدند
این صدها میلیارد درلار هزینه برای تحکیم پایه های قدرت خامنه ای صرف شد نه
برای تامین امنیت ایران.
از نظر اقتصادی، ایران در این دوره با
تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، رشد پایین اقتصادی، بیکاری، فرار سرمایه و
افزایش فقر شدید روبه رو بوده است. هرچند بخشی از این مشکلات به تحریمهای
بینالمللی نسبت داده میشود بسیاری از اقتصاددانان نقش فساد ساختاری، ضعف
حکمرانی، و نبود اصلاحات سیستماتیک را از علل اصلی بحران دوران رهبری او
می دانند.
در سیاست خارجی، افزایش تنش با کشورهای غربی، تشدید
تحریمهای اقتصادی، انزوای ایران در نظام بینالملل و هزینههای ناشی از
مناقشات منطقهای، از دیگر پیامدهایی است که بسیار مورد بحث قرار گرفته
است. این شرایط بر سرمایهگذاری خارجی، تجارت و رشد اقتصادی کشور نیز تأثیر
منفی برگشت ناپذیری گذاشته است.
از منظر اجتماعی نیز افزایش مهاجرت
نخبگان، کاهش سرمایه اجتماعی، گسترش نارضایتی عمومی و کاهش اعتماد به
نهادهای رسمی و صد البته باند بازی جریان های سیاسی حاکم پیامدهایی هستند
که خامنه ای عامل اصلی آن بوده است.
در مجموع، تمرکز قدرت، محدودیتهای سیاسی، مشکلات اقتصادی، فشارهای ناشی
از تحریمها و تنشهای خارجی، و تمرکز تبلیغات در نهادهای دولتی موجب شد
تا کشور در دوران علی خامنهای با چالشهایی مواجه شود که عملا توسعه
سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور را متوقف کرد.
از میان کرده های علی
خامنه ای یک پدیده ماندگارتر است و دامنه تاثیر گذاری آن تاریخی خواهد
بود. او با لجاجت و مدل رهبری مذهبی و خشونت حوزوی خود عملا دین را در میان
مردم به پدیده ای منفور و ضد ارزش تبدیل کرد. امروز نه تنها طیف بسیار
گسترده ای از مردم از ارزش های دینی فاصله گرفته اند و مذهب را علت فقر و
نداری خود می دانند، بلکه همه مظاهر دین را دروغگویی و فریب و زمینه سازی
برای غارت منابع ملی تلقی می کنند.
علی خامنه ای با عبا و عمامه خود نسل عبا و عمامه را در ایران برانداخت. میراث فاجعه باراو موجب ریشه گرفتن یک سکولاریزم قدرتمند و با نفوذ در ایران شد که با سرعت در حال تبدیل شدن به یک مدل از لاییسیته فرانسوی است که هر گونه نماد مذهب و دخالت دین و مسجد درعرصه ها و فضاهای عمومی را منع می کند.
هرچند فقه تشیع و حوزه علمیه و ولایت فقیه و حکومت ملاها کشور را به ویرانی کشید، عملکرد علی خامنه ای زمینه ساز زایش تدریجی رنسانسی در ایران شد که در آینده می تواند زمینه ساز شکل گیری روابط دمکراتیک و نیز موتور رشد سریع سیاسی اقتصادی در کشور باشد و ایران را به سرآمد کشورهای منطقه تبدیل کند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر