احتزازپرچم اسرائیل دردستان ایرانیان مسلمان زاده
عبدالحمید وحیدی
با قاطعیت می توان اذعان داشت که از صدر اسلام تا پیش از سفر آقای پهلوی به اسرائیل هرگز دردستان هیچ مسلمانی در سراسر جهان کمترین نشانی از علائم یهودیّت قرار نمی گرفت. این امر ناشی از خصومت تاریخی میان مسلمانان و یهودیان است، و ربطی به موضوع اسرائیل و فلسطین که دارای قدمتی هشتاد ساله است، نداشته و ندارد. قطعآ با تشکیل کشور اسرائیل این خصومت تشدید گردید.>>>>
اما امروزتمام رسانه های جهان بجز ایران ، احتزاز پرچم قوم یهود را در دستان ایرانیان مسلمان زاده را در برابر دیدگان جهانیان بنمایش در آورده و تحلیلگران بیشماری در باره آن تحلیلهای خود را ارائه می دهند.بدون تردید،هر فردی اقدام این هموطنان را از منظری می نگرد، خیانت به آرمان فلسطین، خیانت به مسلمانان،سرسپردگی در برابر بیگانگان ووووو!!!
اما من احتزازاین پرجم را از منظر یک رویداد تاریخی که همانا شکست یک خصومت مضحک که مربوط می شود به اقوام عرب و قوم یهود و ربطی به ما ایرانیان نداشته است نگریسته و اقدام آقای پهلوی را در راستای این خصومت زدایی بعنوان یک رخداد تاریخی خاصه در جوامع اسلامی خاورمیانه آفرین می گویم. همه باید امیدوار باشیم که درآینده ما ایرانیان با هیچ کشوری در جهان خصومت نداشته و در صلح و آرامش راه همزیستی را پیشه خود نمائیم.
همه کس را عقلِ خود به کمال نماید و فرزندِ خود به جمال.
یکی یهود و مسلمان، نزاع میکردند چنان که خنده گرفت از حدیثِ ایشانم
به طَیرَه گفت مسلمان: گر این قبالهٔ من درست نیست، خدایا، یهود میرانم
یهود گفت: به تورات میخورم سوگند! وگر خِلاف کنم همچو تو مسلمانم
گر از بَسیطِ زمین، عقل، مُنعَدِم گردد به خود، گمان نبَرَد هیچکس که نادانم
توجه نمائید که جناب سعدی در هشتصد سال پیش گفته است که حتی اگر اعلام کنیم که در جهان اصلا چیزی بنام عقل وجود نارد بازهم انسانهایی خواهند گفت که ما عاقلترین هستیم.ببینید که ایشان عدم پذیرش دگرباوری در میان انسانهای متعصب وایدوئولژیک را با چه ظرافتی بیان کرده است.
قطعآ سفر آقای پهلوی به اسرائیل نقطه عطف و آغازگر بینش نوینی در اصول آداب روابط انسانی ما در آینده گردید، آیا امروز اعتراض به احتزاز پرچم بدستان هموطنان در راستای همان خصومت ورزی رهبر جمهوری فاسد اسلامی که بر اثر آن ایران ما را بویرانی کشاند بشمار نمی رود؟آیا می توانید وحشت نظام را از این اقدام تصور نمائید؟
قطعآ در آینده ای نه چندان دور ایرانیان مسلمانزاده بیشتری به خیل این پرچم بدستان افزوده خواهد شد، اما هرگز نباید چنین انتظاری را از چپ های ایرانی که هر یک در یکی از سرزمینهای امپرایالیستی و مستکبر جهان جا خوش کرده است داشت، زیرا آنها همچون گربه مرتضی علی از هر سو پرتابشان کنید روی چهار دست وپا به زمین فرود می آیند و ساز تکراری خود را می نوازند.
تکرار حکایت یهود و مسلمان اینبار در قالب چپ و راست
این گفتگو مربوط به دو سال پیش از برافراشته شدن اولین پرچم اسرائیل بدست ایرانیان است
نوه خمینی و زبان جنگ بیمرز
پیش از تحقیر شدن (در راه آرمان فلسطین) میمیریم
چه کسی حق مرگ به نام ایران را داده است؟
علی احمد خمینی، نوه بنیانگذار انقلاب اسلامی، در مصاحبه اخیر خود با شبکه المیادین به وضوح بیان کرد: «هر کشور مسلمانی، بدون استثنا، اگر میتوانست، همان کاری را که حماس با اسرائیل کرد، با آن کشور انجام میداد. همه آنها خواهان نابودی اسرائیل هستند.»
علی احمد خمینی: «اسرائیلیها بهخوبی میدانند که اگر روزی فرا برسد که هر کشور اسلامیای توان شلیک موشک به اسرائیل را داشته باشد، و اگر قادر باشد اسرائیل را نابود کند، با اسرائیل همان کاری را خواهد کرد که حماس با آن انجام داد.
مجری: منظورتان همه کشورهای اسلامی است؟ همهشان؟
علی احمد خمینی: بله، همهشان. امروز میبینیم که برخی کشورها در منطقه به وظیفهشان عمل نمیکنند و میگویند توانش را ندارند. اما اسرائیل میداند، آمریکا میداند و رهبران قدرتهای بزرگ هم میدانند که اگر روزی کشورهای اسلامی توان بمباران اسرائیل را پیدا کنند، این کار را خواهند کرد.
مجری: منظورت کشورهای خلیج فارس، کشورهای عربی و کشورهای اسلامی است؟
علی احمد خمینی: بله، همه کشورهای اسلامی. ما اصلاً از آنها نمیترسیم. نمیترسیم، چون در حال دفاع از کشورمان هستیم. ما به آمریکاییها میگوییم: پیش از آنکه ما را تحقیرشده ببینید، (در راه آرمان فلسطین) جان خواهیم داد.»
پاورقی خبرنامه گویا
بار دیگر، افرادی که در نزدیکی کانون قدرت در جمهوری اسلامی قرار دارند، نه از منافع مردم ایران سخن میگویند و نه از امنیت و آینده این کشور؛ بلکه سیاستی را ترویج میکنند که دغدغهاش مردمانی در هزاران کیلومتر دورتر است، آن هم به بهای جان، امنیت و رفاه ایرانیان.
یادآوری یک واقعیت تاریخی ضروری است: فتح ایران بهدست اعراب مسلمان در فاصله سالهای ۶۳۳ تا ۶۵۱ میلادی، در دوران خلافت راشدین رخ داد و سلطه سیاسی و فرهنگی حاصل از آن بیش از ۱۵۰ سال ادامه یافت. برای بخش بزرگی از جامعه امروز ایران، جمهوری اسلامی نه یک «نظام ملی»، بلکه تداوم همان منطق سلطه ایدئولوژیک تلقی میشود؛ نیرویی اشغالگر که هویت، منافع و خواست مردم ایران را فدای پروژهای فراملی به نام «امت» کرده است.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر