اهمیت ملاقات استیو ویتکُاف با پهلوی چیست؟
در ابتدا آقای باراک راوید ژرونالیست اسرائیلی آکسیوز (Axios) افشا کرد که استیو ویتکُاف (نماینده ترامپ) با پهلوی ملاقات کوتاهی داشته . بیش از یک هفته از درج این مطلب گذشته است. اما رضا پهلوی کوچکترین اشاره ای به آن نکرده است. چرا؟ جواب این سوال مهم را باید در مصاحبه اخیر استیو ویتکُاف جست که در عمل شبیه جواب سناتور لیندزی گراهام در مورد امکان حمایت از رضا پهلوی, به خانم کریستیان امانپور در نشست مونیخ بود: "نـــــه" (NO)>>>>>>
استیو ویتکُاف در مصاحبه با فاکس نیوز تصریح کرد که این موضوع (ایران و آمریکا) مشخصا در باره پالسی (خط مشی سیاسی) دونالد ترامپ است و نه سیاست و یا خواسته های رضا پهلوی. یعنی دقیقا شبیه همان جوابی که سناتور گراهام به کریستیان امانپور داد.
در گذشته آمریکا قبل از سرنگونی یک رژیم با طیف مخالفان گسترده آن رژیم ملاقات و گفتگو می کرده تا آلترناتیو گسترده ای برای جایگزینی آن رژیم فراهم شود. اما در مورد ایران تا به اکنون اینکونه عمل نکرده. زیرا علیرغم ۴۷ سال جنایت و دزدی و فساد و اعدام و زندان و شکنجه و غارت و نابودی کشور و قتل عام های اخیر, شوربختانه "اپوزیسیون منسجم" و متحد وجود ندارد که هیچ! بلکه با یکدیگر بشدت درگیر هستند. در چنین شرایطی قابل درک است چرا آمریکا بر روی سیاست و منافع خود و متحدانش تمرکز می کند. و اگر با افرادی نظیر رضا پهلوی ملاقاتی صوزت گیرد در راستای گوشزد کردن به آنهاست که این مناقشه ربطی به خواسته ها و سیاست های "اپوزیسیون" ندارد بلکه کاملا متمرکز بر روی سیاست های رئیس جمهوری آمریکا است که یا با رژیم جمهوری اسلامی صلح می کند و یا حمله نظامی محدود.
متاسفانه در سپهر سیاست اپوزیسیون هیچگونه مولفه اتحاد و یا حتی تلاش برای نزدیکی و ائتلاف سیاسی وجود ندارد. و رسانه های مشکوک و با حمایت مالی خارجی مانند "ایران اینترنشنال" به این تشتت هدفمندانه کمک می کنند. آنهم با به اصطلاح روزنامه نگاران غیرحرفه ای خودشیفته رده چندم که بر روی گزاره های کاذب و متناقض اما یک سویه و فرقه ای مانور می دهند و بیشتر به فقیهالفقها یا همج الرعاعهای شغال گونه اما طاووس نما (علّیین شده) می مانند که چاپلوسی درباری آنها هم گوینده و هم شنونده را فاسد می کند. زیرا هدف مکارانه و نهایی کارفرمایان آنها رسیدن به "بازی حاصل جمع صفر" است.
اکثر گروه و نحله های سیاسی بصورت قبیله گرایی و فرقه ای (Cult) عمل می کنند و گروه های دیگر را تکفیر و توهین می کنند. از منظر دول غربی اگر فردا جمهوری اسلامی سقوط کند, بدون مانیفست مشترک و اجماع اپوزیسیون و با تضمین کشورهای غربی, درگیری و جنگ داخلی اجتناب ناپذیر خواهد بود. وضعیت ما شبیه دو دولت متخاصم در یمن (که یکی از آنها خواهان تجزیه یمن است) و یا شبیه دو دولت متخاصم در لیبی و یا دو دولت متخاصم و درگیر جنگ خونین و هولناک در سودان خواهد شد. بسیاری بیم دارند که در ایران نه فقط دو دولت متخاصم بلکه چندین دولت متخاصم ظهور کنند که تا سالها اوضاع ایران آشفته خواهد بود. البته نگارنده معتقد است سقوط جمهوری اسلامی در هر شرایطی به نفع درازمدت ملت ایران است و نباید برای نجات جان بیمار رو به مرگ از این سرطان که به همه جا متاستاز شده (فراگسترده و پخش شده در همه ارکان بدن) از جراحی رادیکال و سرنگونی (براندازی) این رژیم هراس داشت.
کلام مهم آخر: چهار سال پیش در مقاله ای بنام "رازگشایی نفوذ گسترده عوامل رژیم در درون اپوزیسیون و رسانهها" برای چندمیم بار در ربع قرن گذشته به مولفه "تشتت و فراکندگی" در بین اپوزیسیون و عوامل آن پرادختم. باید از کبر و غرور جناحی و حسادت و کینه و نفرت فرقه ای با نفی "منیّت" عبور کرد. اینکه فرقه وار بگوئیم : به دیگران هیچ احتیاجی نیست", فرقه خود ما به تنهایی می تواند رژیم را درهم بشکند, توهمی بیش نیست. مهم نیست رژیم چقدر تضعیف یا بقول رضا پهلوی فقط به دو نفر ریزش کرده, با کمک ابرقدرت ها مثل روسیه و چین و همسایگان دغل که متنفع و سودبرنده میادین مشترک گازی و نفتی و تجاری و اقتصادی هستند به "حیات ضدایرانی" خود ادامه خواهد داد.
در ابتدای آن مقاله واقع گرایانه نوشتم: "آوردهاند کاروانی به حاکمی شکایت بردند که دو راهزن کاروان صد نفری ما را غارت کردند. حاکم با تعجب پرسید: چگونه صد نفر از عهده دو تن برنیامدند؟ پاسخ دادند آنها دو نفر بودند همراه، و ما صد نفر بودیم تنها".
عبدالستار دوشوکی
مرکز مطالعات بلوچستان ـ لندن
نگاه ایران اینترناشنال به دیدار ویتکاف با پهلوی


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر