زیتون- حسین رحیمی، نوجوان شانزده ساله ایرانی که همراه خانوادهاش در آلمان تقاضای پناهندگی کرده بود، خودکشی کرد. او خود را در کنار بزرگراهی نزدیک اردوگاه پناهجویان در شهر ارلانگن در جنوب آلمان حلق آویز کرد.
۱۳۹۵ اردیبهشت ۳, جمعه
۱۳۹۵ اردیبهشت ۲, پنجشنبه
تراژدی « ستایش» و دور باطل « خشونت »
کلمه ، فاطمه قمی چند روزی است قصه ی پرغصه ی “قربانی” شدن دخترکی به نام ستایش همه جا به گوش می رسد. اکثر سایت ها و خبرگزاری ها در محکومیت آن مرثیه ها(!) سر داده اند. پست هایی که مردم برای او می گذارند، نشان از زخم دلشان دارد. ستایش رفت… قاتلش اما نه از کهکشانی دوردست آمده بود و نه گونه ای جهش یافته نسبت به نوع بشر بود. پسری ۱۷ ساله که احتمالا روز قبل از ارتکاب جنایتی که تمامی مرزهای اخلاقی و انسانی را دریده چند دقیقه ای را در صف نانوایی محله شان برای خرید نان گذرانده است و شاید حتی بعد از خرید نان داغ، قسمت سوخاریش را با دست جدا کرده و در دهان گذاشته.
« زنان « در ایران از حکومت اسلامی گذرکرده اند !
جمهوری اسلامی از بدو ورود، با خود حجاب اجباری را به همراه آورد. دستاوردی که چهار دهه زنان را در عرصههای اجتماعی محدود نموده و آنها را مجبور به عکسالعملهای گوناگونی در قبال آن کرده است. وقتی نیمی از مردم یک کشور را زنان تشکیل میدهند و قوانین شریعت با تمام جوانبِ منفی به زن به عنوان شهروند درجه دوم نگاه میکند و در صورت طلاق به چشم یک کالای بی ارزش جنسی دیده میشود و حق و حقوق مساوی با نیمِ دیگر جامعه ندارد، آنها را سر دوراهی قرار میدهد؛ یا به انفعال و سکوت ناشی از اطاعتِ مطلق کشانده میشوند یا دست به اعتراض میزنند.
۱۳۹۵ اردیبهشت ۱, چهارشنبه
پلیس نا محسوس و ترس « محسوس »
کورش عرفانی
رژیم ورشکسته و رو به زوال جمهوری اسلامی با اقداماتی مانند استقرار پلیس نامحسوس علائم ترس محسوس خود را ارائه می دهد. رژیم به مردم می گوید من در وحشت از این که شما خیزشی را آغاز کنید باید در کوچه و خیابان نیرو مستقر کنم تا احساس امنیت داشته باشم. نیروهای معترض و تغییر طلب در داخل و خارج از کشور باید این پیام رژیم را دریافت کنند و به طور سازمان یافته، با طرح و برنامه و مدیریت شده در تدارک هجومی صنفی - معیشتی - اجتماعی و سیاسی به رژیم باشند
اصلاح دین کار روحانیون است نه روشنفکران !
پرسش: آیا برای گذار به دموکراسی در ایران نیازمند مباحث نظری و فرهنگی هستیم؟
پاسخ: فقدان آزادی به ویژه امکان فعالیت آزاد احزاب و تشکل های سیاسی در دیکتاتوری های گذشته و کنونی مانع ترویج فرهنگ دموکراسی بوده است. در دوران دو حکومت استبدادی سردمداران با وارونه جلوه دادن مقولاتی مانند اکثریت، انتخابات و دموکراسی تلاش کرده اند تا حاکمیت ملی را که بایستی تبلور اراده ملی باشد، از محتوای آن تهی کنند. بدین علت نه تنها اندیشه دموکراسی که با نهضت مشروطه آغاز شد نتوانسته است در جامعه ما پا بگیرد بلکه حتی فرهنگ سیاسی آن هم که با مبارزات سیاسی علنی و قانونی در شرائط آزادی و دموکراسی رشد می کند،نیز افول کرده است.
موفقیت اقتصاد مقاومتی ، تولید 7 هزار سرکوبگر مخفی
خروحی اقتصاد مقاومتی ولی فقیه و پُرگویی های سریالی او، سازماندهی 7 هزار جاسوس و گسیل آنها به میان مردم برای شکار جوانان و ایجاد رعب و وحشت است. گسیل گله وار هزاران لمپن به طور نامحسوس فقط در تهران، اعتراف به شکست سیاستهای سرکوبگرانه در شکل عریان آن طی بیش از سه دهه است. شکل جدید سرکوب یعنی سازماندهی گله وار لمپنهای بسیج و سپاه در شکل مخفی، نشانه ورشکستگی حکومتی است که بعد از سه دهه به جای بهبود وضعیت معاش مردم، ایجاد کار و از بین بردن فقر و تنگدستی، به موی زنان، موزیک جوانان در ماشین و لباس آنها بند می کند.
هنر برای جوانان حکم اکسیژن و آب است
«انگیزه شورش در برابر بی عدالتی و خشونت علیه زنان همیشه در من وجود داشت. وقتی نوجوان بودم، موهایم را از ته می تراشیدم تا بتوانم بدون روسری در خیابانها راه بروم. نمی خواستم تسلیم بشوم. ۷ سال است که ایران را ترک کرده ام. می دانستم که نمی توانم برگردم. بازجوی من و مامور سازمان اطلاعات خیلی جدی به من گفتند: ما در ایران هنرمند نمی خواهیم.»
فراهانی می گوید که اشتیاقش به ایران منبع الهام اوست.
او می گوید: کشورم را از دست دادم، ولی حالا همه دنیا را دارم.
بازیگر ایرانی مقیم فرانسه در گفتگو با نامراتا جوشی (The Hindu) از سرکشی هایش، زندگی در تبعید و هنر به عنوان یک مساله حیاتی در ایران می گوید.
« امنیت اخلاقی » یا « تخریب اخلاقی »
هنگامه شهیدی
موضوع آغاز به کار “هفت هزار پلیس نامحسوس امنیت اخلاقی” از زمان انتشار این خبر به موضوعی داغ تبدیل شده است؛ تعریفی که برای عملکرد این نوع پلیس ارائه شده است نه تنها کامل نیست بلکه “جمع نقیضین” است؛ اگر چه پلیس نامحسوس برای حفظ “امنیت اخلاقی” است اما از دیدگاه اینجانب نه تنها در حفظ امنیت اخلاقی تاثیری نخواهد داشت بلکه تکمیل کننده “سقوط اخلاقی” در جامعه ایران خواهد بود.
۱۳۹۵ فروردین ۳۱, سهشنبه
چه فرق می کند قربانی ایرانی باشد یا افغان ؟؟

ژیلا بنی یعقوب
«ستایش»، دختر شش ساله چند روز پیش در ورامین مورد تجاوز قرار گرفت، با چاقو به قتل رسید و پیکرش با اسید سوزانده شد.
ستایش افغانستانی بود، کسی که به او تجاوز کرد و به قتلش رساند، پسری ۱۷ ساله و ایرانی. این سوال من را رها نمیکند که راستی اگر ماجرا معکوس بود: یعنی دختر ایرانی بود و قاتل اهل افغانستان، الان برخی از رسانههای ایرانی چه میکردند؟ و حالا چرا سکوت کردند؟ همان رسانههایی را میگویم که هر بار جرمی کوچک یا بزرگ توسط یک افغانستانی انجام میشد، آن را تیتر بزرگ میکردند و نسبت به این مردم نفرت میپراکندند
متن بیانیه ابوالفضل قدیانی ، در رابطه با نامه کروبی
ابوالفضل قدیانی، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بیانیهای با اعلام حمایت از نامه مهدی کروبی و تصریح اینکه نمیتوان از قوه قضاییه انتظار عدالت داشت، نوشته است که از نخبگان انتظار میرود که در مقابل استبداد دینی مقاومت کرده و کوشش کنند که مطالبه برداشتن حصر رهبران جنبش سبز آقایان موسوی، کروبی و خانم رهنورد و آزادی زندانیان سیاسی فراموش نشود.
سکوت عمد مثل قتل عمد
محمد رهبر
شاهدان و آنها که دیدهاند و میدانند، وقتی سکوت میکنند، در قتلِ عمدِ حقیقت شریکاند. سکوتِ عمد یعنی سپردن به زمان و فرار از مسوولیت حال حاضر.
زمان میگذرد و حافظهها پاک میشود، اما عاقبت در گردنههای بعدی سالها و ساعتها که عقل مصلحتی کور پیشبینی نکرده، بانگ فاجعهای بلند خواهد شد که از همان سکوت عمدی آمده است.
« بهائیان » در ایران مردمانی در زیر خط تبعیض !
تحلیل روز
جمهوری اسلامی از بدو ورودش مردم ایران را به سوی تقسیماتِ مذهبی سوق داد و آنان را به اکثریت و اقلیت نام نهاد. بر اساس این دستهبندیِ مذهبیِ ضدِ انسانی به این صورت کسانی که غیر از دین حکومتی که حاکمیت اساس خود میداند را باوری دیگر داشته باشد «اقلیت» دانسته که از ابتداییترین حقوقِ انسانی – اجتماعی نیز بیبهره هستند و معمولا حکومتِ اسلامی ایران همان اقلیتها را نیز اگر در راستای سیاستهای نظام گام بر ندارند عقوبتی دشوار را باید متحمل شود.
اشتراک در:
پستها (Atom)
















