سخنی با هموطنان بهایی
حسن بهگر
اول می خواهم سخنم را با ذکر دو خاطره شروع کنم که راه طرح مطلب را هموار کرده باشم.
من چند سال پیش دوستی سرشناس در استکهلم داشتم بنام پرویز احسانی که کمونیست بود، ولی کمونیستی وطنخواه و بسیار ایراندوست. پرویز از یک خانواده بهایی بود ولی همه می دانستند او اعتقاد مذهبی ندارد. او به دنبال بیماری درگذشت و در مراسم یادبود او عده ی زیادی از ایرانیان شرکت کردند. در این مراسم با کمال تأسف و در میان شگفتی حاضران، یکی از بستگان نزدیک او پس از سخنرانی شروع به خواندن ادعیه ی بهاییان کرد.