۱۴۰۴ دی ۳۰, سه‌شنبه

هوشیار باشیم؛ دشمنان داخلی، بیگانگان و مزدوران گمراه شان، در تلاشند تا اعتراضات بحق ملت را مصادره کنند! –

 امیرحسین لادن

نخست دشمنان داخلی

آقای خامنه‌ای گفت: “دیشب در تهران و چند جای دیگر، گروهی از خرابکاران آمدند و به ساختمان‌ های متعلق به کشور خودشان آسیب رساندند، … .”

آقای خامنه ای، چنانچه مالکیت و حقی برای مردم قائل هستید، ملت با استناد به کارنامه رفوزگی مدیریت شما و سیاست مردود سیستم فقاهت، میگویند شما را نمیخواهند.

در سخنرانی تان، چندین بار به ترامپ اشاره داشتید و تلاش کردید، برای رد گم کردن، پای او را در میان بکشید؛ این ترفند هم، راه بجائی نمیبرد! مشکل مردم، شعارهای ترامپ نیست، مشکل، فقر و درماندگی ملت، و نا امنی کشوری ورشکسته و غرق در بحران است. در ضمنی که مردم هوشیار ایران میدانند که آمریکا و اسرائیل، دنبال منافع خودشان هستند. 

اعتراض بازرگانان به سقوط ارزش ریال و تورم افسارگسیخته، ربطی به ترامپ ندارد، بل که نتیجه سیاست یک بعدی رژیم فاسد فقاهت، مدیریت ناکارآمد شخص شما، و زائیده بی کفایتی دست اندرکاران حکومت تان است. مسئول بحران ها، شما در مقام رهبر عالیقدر و سیاست ولایت فقاهت است.

نشریه تایمز آمریکا می نویسد: “آقای خامنه‌ای، به مدت سه دهه به عنوان رهبر عالی بر ایران حکومت کرده است. او بالاتر از همه قوای دیگر حکومت قرار دارد و کنترل گسترده‌ای بر نظام  دارد.”

معترضان نیز، بخوبی میدانند که شما، در مقام رهبر عالیقدر، کنترل اهرم های کشور را در دست داشته اید، بنابراین مسئول بحران های امروز ایران هستید.

خامنه‌ای در این سخنرانی گفت که دستان آقای ترامپ “به خون” ایرانیانی که در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن گذشته کشته شدند، “آلوده” است.

دستان ترامپ طی جنگ ۱۲ روزه به خون ایرانیان آلوده است، ولی دست های شما، چهل سال است که آغشته به آلوده بخون هزاران هزار ایرانی بیگناه می باشد! شما مسئول کشتارها هستید.

بیگانگان و مزدوران گمراه شان

دشمنانِ ایرانی مستقل، مردمسالار و یکپارچه در تلاش هستند، بهر نحوی که شده و با هر هزینه ای، “اعتراضات درست، بجا و بموقع ملت ایران” را به نفع اهداف شوم خود و اربابان بیگانه شان، منحرف کنند. در این راستا، اسرائیل نتنیاهو و آمریکای ترامپ، دهها شبکه اجتماعی و سازمان های اطلاع رسانی تشکیل داده اند که با پخش خبرهای “ساختگی” اذهان ملت ایران را بسوی اهداف خودشان و بنفع مزدوران بی وطنشان منحرف و مصادره کنند.

برای درک درست و شفاف وابستگی، در رابطه با استقلال؛ نیاز داریم بیاموزیم که وابستگی زاینده و بوجود آورنده استثمار است؛ در مقابل، استقلال سیاسی و اقتصادی، ابتدائی ترین نیاز یک کشور برای ساختن جامعه مدنی پیشرو است. تفاوت بین استقلال و وابستگی، مانند تفاوت بین زنده بودن و زندگی کردن، بین رهائی و اسارت می باشد.

اسرائیل و آمریکا، برای گمراه کردن اذهان ایرانیان، و جا انداختن “عامل دست نشانده شان”، روی ویدیوهای اعتراضی، نوار صوتی ساختگی میگذارند و شعارهای دروغین پخش میکنند. با کمک “هوش مصنوعی” نیز ویدیوی اعتراضات خیابانی میسازند و توزیع میکنند! سپس، شبکه های “ساخته و پرداخته” خودشان، ویدیوها را پخش و توزیع میکنند! مانند زبانزد خودمان که میگوید: “خودشان می برند، خودشان میدوزند”!

این شارلاتان ها، مصمم هستند که بهر نحوی که شده اذهان مردم را از روی اصل موضوع، یعنی مبارزه ملت بر علیه خودکامگی، ورشکستگی اقتصادی و شکست سیاست رژیم؛ و بحران های شکننده، مانند تورم ۵۰ درصدی، بیکاری مزمن، بی آبی و کمبود انرژی که زائیده ناکار آمدی، بی لیاقتی و فساد گسترده ی جمهوری اسلامی است، بنفع اشخاص دست نشانده ی بی وطن، مصادره کنند.

در این راستا، رئیس جمهور آمریکا، در شبکه اجتماعی اش نوشت: “اگر ایران به ‌طور خشونت‌ آمیز معترضان مسالمت‌ آمیز را بکشد، که رسم آنهاست، ایالات متحده آمریکا به نجات آنها خواهد آمد. ما آماده و مسلح هستیم.”

چنانچه ترامپ برای جان انسان های بی گناه کوچکترین ارزشی قائل بود، چرا برای قتل و عام فلسطینی های بی دفاع، اسلحه، میلیاردها دلار پول، و اطلاعات، در اختیار نتنیاهو ضعیف کش میگذارد؟ 

گیلا گاملیل، وزیر نوآوری، علوم و فناوری اسرائیل که با رضا پهلوی در اسرائیل دیدار کرده، در مقاله‌ای در رابطه با تحولات اخیر خطاب به معترضان در ایران می نویسد: “از جامعه بین‌المللی می‌خواهم صدای آزادی‌خواهی شما را بشنود.”

چنانچه خانم گاملیل، کوچکترین ارزشی برای آزادیخواهی قائل بود، در کشتار بی امان فلسطینی ها و بمباران بیمارستان ها و کودکسراها شرکت نمیکرد. آزادیخواهی مورد نظر این خانم، آزاد گذاشتن دست اسرائیل برای شرکت در چپاول ثروت های ملی ایران در فردای وابستگی است.

مولانا کردار آدمیان را گواه باور ایشان می شمارد نه گفتار، که لاف و گزاف بیهوده تواند بود.

در این رابطه، ماجرای ملاقات سپهبد ناصر مقدم با مهدی بازرگان در زندان میتواند روشنگر باشد. سپهبد مقدم، آخرین رئیس ساواک شاه، در پایان آبان ۱۳۵۷، سه ماه پیش از انقلاب در زندان با مهندس بازرگان، دیدن میکند و  میگوید،

اعلیحضرت حالا بگفته شما که “شاه در رژیم مشروطیت سلطنت میکند، نه حکومت رسیده اند.”

بازرگان می نویسد، من بلافاصله گفتم: “متاسفانه دیر شده است!” و جائی برای باور کردن نمانده است. نظرم را راجع به پیام تلویزیونی شاه پرسید. پاسخ دادم، داستانی را برایتان نقل میکنم:

در یک روز برفی و سرد زمستان، صیادی که مرغان هوا را شکار میکرد و سر میبرید، در اثر شدت سرما از بینی و چشمانش آب جاری شده بود، جوجه گنجشکی که زیر بال مادر از لانه بالای درخت منظره را تماشا میکرد گفت “ما را باک از این مرد نیست، زیرا که آدم دلرحم و گریانی است. مادر گفت فرزندم “بچشمانش نگاه نکن که اشک میریزد دستهایش را ببین که خون میچکد.” تیمسار حرفی نزد و رفت.

در ظاهر، حرف های ترامپ و خانم گاملیل، برای کسانی با اعمال آنها آشنا نباشند، دل گرم کننده است، ولی این شارلاتان ها، “تنها” بدنبال منافع خودشان هستند. برنامه شان، علم کردن یک “مترسک” به عنوان “رهبر” و دستیابی به اهداف شان می باشد که چیزی جز غصب “استقلال اقتصادی و سیاسی” ایران مان نیست.  

یک گروه مزدور و گمراه دیگری نیز در تکاپو است! این گروه وابسته به نظام حاکم در میهن مان است. آنها با تردستی ویژه ای، تلاش می کنند، خودشان را طرفدار ملت و دلسوز کشور نشان دهند و مردم را از فروپاشی کشور و هرج و مرج بترسانند. حتی چنانچه فروپاشی ناگهانی شود و هرج و مرج بوجود بیاورد؛ ضررش کمتر از بی عملی و حاشیه نشینی و بقای رژِیم فقاهت است.

واقعیت اسرائیل، استوار کردن سلطه  صهیونیست ها در منطقه

اسرائیل از آغاز دو هدف اصلی را دنبال کرده است: ۱) گسترش مرزها؛ و ۲) نفوذ کامل و رخنه در تمام کشورهای منطقه. اسرائیل، با فریب و توطئه، دسیسه بازی پشت پرده و جنگ، دستیابی به این اهداف را از زمان تشکیل کشورش در سال ۱۹۴۸، گام به گام بمورد اجرا گذاشته است.

هیچیک از هسایگانش از این ماجراجوئی ها، در امان نبوده اند. اردن، مصر، لبنان، و سوریه، در زمان های متفاوت هدف قرار گرفته و صدمه دیده اند. امروز، اردن و مصر با وابستگی کامل به کمک های مالی و نظامی آمریکا، خنثی شده اند. لبنان، با چند میلیون آواره، بی خانمان، مجروح و جان باخته، به نیمه ویرانه ای تبدیل شده، و هنور بصورت روزمره مورد بمباران نظامی است. سوریه پس از دو دهه ضربه خوردن، یک سوم از شهروندانش مجروح، کشته و آواره شدند. سپس بمباران های پیوسته اسرائیل حکومت را بزانو درآورد و بخشی از سوریه را تصرف کرد. بخش دیگری از سوریه، در تصرف ترکیه و بقیه اش در تسلط یک گروه شبه تظامی است. اسرائیل طی سه دهه گذشته در تلاش بوده که عراق و ایران را بوسیله آمریکا بکوبد و تجزیه کند. با انتخاب جرج دبلیو بوش و ورود صهیونیست ها به کاخ سفید، اسرائیل موفق شد، عراق را بوسیله آمریکا چنان در هم بشکند و متلاشی کند، که با گذشت ۲۵ سال، هنوز نتوانسته قد علم کند. اسرائیل، سی سال است با ایران در نبرد پنهانی است.

وجود اسرائیل در منطقه، مانند ماجرای روباهی که بینائی اش نیاز به خاک “تلی داشت که به کثافت نکشیده بود”، ولی “تلی که اسرائیل تخریب نکرده باشد” باقی نمانده بود!

هوشیار باشیم

سرنگونی و جایگزینی

امروز تردیدی برای ما ایرانیان باقی نمانده که رژیم غیر ایرانی آخوندی، باید سرنگون گردد. همزمان، اسرائیل و آمریکا در تلاشی مذبوحانه قصد دارند با علم کردن رضا پهلوی، بار دیگر “استقلال” میهن مان را غصب کنند. از اینرو، مبارزه با “آلترناتیو سازی”، به اندازه مبارزه برای “سرنگونی” رژیم و گذار از حکومت فقاهت، مهم و اساسی است. همانطور که بیش از چهار دهه نوشته و گفته شده، سرنگونی و جایگزینی، باید بوسیله مردم ایران و خشونت پرهیز باشد.

در رابطه با توطئه و دسیسه های صهیونیسم اسرائیل، چنانچه اسرائیل دشمن نبود و رضا پهلوی مورد نظر مردم بود، نیازی به شبکه های “ساختگی” و تبلیغات جعلی و غیر واقعی نداشت. در چنین دوران سرنوشت سازی، باید هوشیار باشیم، با چشمان باز و خرد گرانه انتخاب کنیم، گام برداریم، و ساختن آینده، باید با شناخت واقعیت ها و پذیرفتن حقایق باشند. برای پیش گیری از بکژراهه کشیده شدن مبارزات بحق ملت ایران، کم دانان و گمراهانی که قصد دوباره سازی سلطنت را دارند، باید بیاموزند که جمهوری آخوندی، وارث حکومت خودکامه محمدرضا شاه است. گناه تمام این فجایع بر گردن کسانی است که می‌توانستند در زمان مناسب تصمیمات بجائی بگیرند و نگرفتند و مسئول همه این نابسامانی ها و بحران های امروز مردم و میهن مان هستند.

آقای خامنه‌ای در بخش دیگری از سخنانش گفت “خطاب به آن بابایی که با نخوت و غرور نشسته آنجا راجع به همه دنیا قضاوت می‌کند. آن هم بداند که معمولا مستبدان و مستکبران عالم از قبیل فرعون و نمرود و رضاشاه و محمدرضا و امثال این‌ها وقتی که در اوج غرور بودند سرنگون شدند، این هم سرنگون خواهد شد.”

آقای حامنه ای، نیاز داری در آئینه درون نما، خودت را ببینی تا بدانی که صد بار از “فرعون و نمرود و رضاشاه و محمدرضا” مستبد تر و فاسد تر و آدمکش تر هستی. سرنگونی تان، دیر و زود دارد ولی بی چون و چرا است. از اینرو اندیشکده، بار دیگر پیشنهاد میکند،

تا دیر نشده استعفا بدهید، و ولایت فقاهت را کنار بگذارید،

خودتان و جامعه روحانیت را نجات بدهید، فردا خیلی دیر است.

 پیشنهاد به دست اندرکاران حکومت، تکلیف خودتان را با رژیم مشخص کنید، ورگرنه فردا، دادگاه مردمی تکلیف تان را مشخص خواهد کرد.

چه باید کرد؟

زندگی انسانی، نان و آزادی در آرامش و امنیت، در گروی استقلال اقتصادی – سیاسی، و مردمسالاری است. مردمسالاری، بدل خدا سالاری است. جامعه مدنی پیشرو، بدل وابستگی و خودکامگی است؛ و بدل حکومت فردیِ رهبر عالیقدر و اعلیحضرت، حکومت راهبری و مشورتی است.

اندیشکده آگاهی و شناخت،

باور دارد که سرنگونی به تنهائی کافی نیست، نیاز به جایگزینی دارد.

در ضمنی که “مردم صاحبان اصلی این سرزمین هستند، نه شاه – نه شیخ،

بنابراین همه چیز باید برای مردم و در خدمت مردم باشد،

جمهوری مردمسالار ملی ایران

را پیشنهاد میکند.

امیرحسین لادن

۲۲ دیماه ۱۴۰۴

ahladan@outlook.com

 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر